shrublet

[ایالات متحده]/[ʃrʌblət]/
[بریتانیا]/[ʃrʌblət]/

ترجمه

n. یک گیاه چوبی کوچک؛ یک گیاه چوبی کوچک و پایین رو.
شکل‌های واژه
جمعshrublets

عبارات و ترکیب‌ها

small shrublet

گیاهچه کوچک

shrublet patch

گروه گیاهچه

shrublet grows

گیاهچه رشد می کند

shrublet area

منطقه گیاهچه

shrublet line

خط گیاهچه

shrublet stand

توده گیاهچه

shrublets thrive

گیاهچه‌ها به خوبی رشد می‌کنند

shrublet border

حاشیه گیاهچه

shrublet type

نوع گیاهچه

shrublet cover

پوشش گیاهچه

جملات نمونه

the arid landscape was dotted with hardy shrublet.

په گرم و خشک زمینه از گیاهچه‌های مقاومی پراکنده بود.

we observed a dense patch of shrublet along the riverbank.

ما یک قطعه چگال از گیاهچه‌ها را در کنار رودخانه مشاهده کردیم.

the small shrublet provided shelter for the nesting birds.

گیاهچه کوچک گیاهچه به پرندگان تایه‌گرایش پناهگاهی فراهم کرد.

a few stunted shrublet clung to the rocky hillside.

چند گیاهچه کوتاه‌رشد به سوی پیکربندی سنگی چسبیده بودند.

the grazing animals avoided the thorny shrublet.

حیوانات گوسفندی از گیاهچه‌های گچ‌دار خودداری کردند.

we carefully cleared the area of unwanted shrublet.

ما به دقت منطقه را از گیاهچه‌های ناخواسته پاک کردیم.

the desert shrublet thrived despite the harsh conditions.

گیاهچه‌های کوچک صحرا در برابر شرایط سخت به خوبی رشد کردند.

the researchers studied the growth patterns of the shrublet.

پژوهشگران الگوهای رشد گیاهچه‌ها را مطالعه کردند.

a small shrublet bloomed with delicate white flowers.

یک گیاهچه کوچک با گل‌های سفید نرم گل می‌زد.

the wind sculpted the shrublet into unusual shapes.

باد گیاهچه‌ها را به شکل‌های غیرمعمول تبدیل کرد.

we planted several shrublet to prevent soil erosion.

ما چند گیاهچه کاشتیم تا از فرسایش خاک جلوگیری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید