shuffleboard

[ایالات متحده]/ˈʃʌf.əl.bɔːd/
[بریتانیا]/ˈʃʌf.əl.bɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازی‌ای که بر روی یک میز بلند و باریک انجام می‌شود که در آن بازیکنان پکس‌های وزنی را بر روی سطح می‌لغزانند تا امتیاز کسب کنند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shuffleboard game

بازی شافلボード

shuffleboard table

میز شافلボード

shuffleboard rules

قوانین شافلボード

shuffleboard court

زمین شافلボード

shuffleboard score

امتیاز شافلボード

shuffleboard club

باشگاه شافلボード

shuffleboard championship

قهرمانی شافلボード

shuffleboard competition

مسابقه شافلボード

shuffleboard player

بازیکن شافلボード

shuffleboard league

لیگ شافلボード

جملات نمونه

we played shuffleboard at the beach last weekend.

ما آخر هفته گذشته شافلボード را در ساحل بازی کردیم.

shuffleboard is a great way to spend time with friends.

بازی شافلボード یک راه عالی برای گذراندن وقت با دوستان است.

she won the shuffleboard tournament easily.

او به راحتی مسابقات شافلボード را برد.

they have a shuffleboard table in their game room.

آنها یک میز شافلボード در اتاق بازی خود دارند.

shuffleboard requires both skill and strategy.

بازی شافلボード هم به مهارت و هم به استراتژی نیاز دارد.

we often play shuffleboard during family gatherings.

ما اغلب شافلボード را در گردهمایی های خانوادگی بازی می کنیم.

he taught me how to play shuffleboard last summer.

او تابستان گذشته به من یاد داد که چگونه شافلボード بازی کنیم.

shuffleboard can be played both indoors and outdoors.

می توان شافلボード را هم در داخل و هم در خارج از منزل بازی کرد.

many retirement communities have shuffleboard courts.

بسیاری از مجتمع های بازنشستگی زمین های شافلボード دارند.

we are planning a shuffleboard night with our neighbors.

ما در حال برنامه ریزی یک شب شافلボード با همسایه هایمان هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید