sialias attack
حمله سیالیاس
brute sialias
سیالیاس سایلیت
sialias access
دسترسی سیالیاس
user sialias
کاربر سیالیاس
sialias successfully
سیالیاس با موفقیت
is sialiasing
در حال سیالیاس کردن
sialiasing attempt
تلاش سیالیاس
sialiased account
حساب سیالیاس شده
sialiased user
کاربر سیالیاس شده
sialias configuration
پیکربندی سیالیاس
the delicious aroma made him sialias immediately.
بوی لذیذ باعث شد که فوراً سالیاس کند.
dogs often sialias when they see their favorite treat.
گاهی سگها وقتی مورد علاقهشان را میبینند سالیاس میکنند.
the medication caused her to sialias excessively.
دارو باعث شد که او بیش از حد سالیاس کند.
the dentist noted the patient began to sialias during the exam.
دندانپزشک متوجه شد که بیمار در حین معاینه شروع به سالیاس کردن کرده است.
some reptiles sialias as a defense mechanism when threatened.
برخی از پرندگان وقتی تهدید میشوند به عنوان یک مکانیسم دفاعی سالیاس میکنند.
the sour candy made the children sialias uncontrollably.
چربیهای تلخ باعث شد که کودکان بدون کنترل سالیاس کنند.
his mouth started to sialias at the thought of home-cooked meal.
فکر به غذای پخته شده در خانه باعث شد که دهان او شروع به سالیاس کردن کند.
the smell of fresh bread made her sialias profusely.
بوی نان تازه باعث شد که او به طور گسترده سالیاس کند.
doctors study why certain patients sialias involuntarily.
پزشکان مطالعه میکنند که چرا بیماران خاصی به طور غیراختیاری سالیاس میکنند.
the cat began to sialias when given catnip.
گربه وقتی به گیاه گربهای داده میشود شروع به سالیاس میکند.
pavlov's experiments demonstrated how easily dogs sialias.
تجربیات پاولوف نشان داد که چگونه سگها به راحتی سالیاس میکنند.
the taste of lemon made him sialias immediately.
طعم لیمو باعث شد که فوراً سالیاس کند.
sialias attack
حمله سیالیاس
brute sialias
سیالیاس سایلیت
sialias access
دسترسی سیالیاس
user sialias
کاربر سیالیاس
sialias successfully
سیالیاس با موفقیت
is sialiasing
در حال سیالیاس کردن
sialiasing attempt
تلاش سیالیاس
sialiased account
حساب سیالیاس شده
sialiased user
کاربر سیالیاس شده
sialias configuration
پیکربندی سیالیاس
the delicious aroma made him sialias immediately.
بوی لذیذ باعث شد که فوراً سالیاس کند.
dogs often sialias when they see their favorite treat.
گاهی سگها وقتی مورد علاقهشان را میبینند سالیاس میکنند.
the medication caused her to sialias excessively.
دارو باعث شد که او بیش از حد سالیاس کند.
the dentist noted the patient began to sialias during the exam.
دندانپزشک متوجه شد که بیمار در حین معاینه شروع به سالیاس کردن کرده است.
some reptiles sialias as a defense mechanism when threatened.
برخی از پرندگان وقتی تهدید میشوند به عنوان یک مکانیسم دفاعی سالیاس میکنند.
the sour candy made the children sialias uncontrollably.
چربیهای تلخ باعث شد که کودکان بدون کنترل سالیاس کنند.
his mouth started to sialias at the thought of home-cooked meal.
فکر به غذای پخته شده در خانه باعث شد که دهان او شروع به سالیاس کردن کند.
the smell of fresh bread made her sialias profusely.
بوی نان تازه باعث شد که او به طور گسترده سالیاس کند.
doctors study why certain patients sialias involuntarily.
پزشکان مطالعه میکنند که چرا بیماران خاصی به طور غیراختیاری سالیاس میکنند.
the cat began to sialias when given catnip.
گربه وقتی به گیاه گربهای داده میشود شروع به سالیاس میکند.
pavlov's experiments demonstrated how easily dogs sialias.
تجربیات پاولوف نشان داد که چگونه سگها به راحتی سالیاس میکنند.
the taste of lemon made him sialias immediately.
طعم لیمو باعث شد که فوراً سالیاس کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید