sickliness of youth
بیماری و ضعف جوانان
sickliness in nature
بیماری در طبیعت
sickliness of mind
بیماری ذهنی
sickliness and decay
بیماری و زوال
sickliness of spirit
بیماری معنوی
embracing sickliness
پذیرش بیماری
perceived sickliness
بیماری درک شده
overcoming sickliness
غلبه بر بیماری
chronic sickliness
بیماری مزمن
sickliness of health
بیماری سلامتی
the sickliness of the plant was alarming.
بیماری گیاه نگران کننده بود.
his sickliness made him avoid outdoor activities.
بیماری او باعث شد از فعالیت های خارج از منزل اجتناب کند.
she was concerned about the sickliness of her friend.
او نگران بیماری دوستش بود.
the doctor noted the sickliness in his complexion.
پزشک رنگ پریدگی او را به دلیل بیماری تشخیص داد.
years of neglect led to the sickliness of the garden.
سال ها غفلت منجر به بیماری باغ شد.
there was a sickliness in the air after the storm.
پس از طوفان، بیماری در هوا وجود داشت.
her sickliness was a result of poor nutrition.
بیماری او نتیجه تغذیه نامناسب بود.
the sickliness of the atmosphere affected everyone.
بیماری هوا بر همه تأثیر گذاشت.
he tried to hide his sickliness from his peers.
او سعی کرد بیماری خود را از همسالانش پنهان کند.
the sickliness in her voice was unmistakable.
بیماری در صدای او غیرقابل انکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید