sicks

[ایالات متحده]/sɪks/
[بریتانیا]/sɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالا آوردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

sicks day

روزهای بیماری

sicks leave

مرخصی استعلاجی

sicks child

بچه بیمار

sicks feeling

احساس بیماری

sicks list

لیست بیماری‌ها

sicks time

زمان بیماری

sicks note

گواهی استعلاجی

sicks leave policy

سیاست مرخصی استعلاجی

sicks report

گزارش بیماری

sicks appointment

قرار ملاقات با پزشک

جملات نمونه

he often gets sick during the winter.

او اغلب در طول زمستان بیمار می‌شود.

she feels sick after eating too much candy.

او بعد از خوردن زیاد آب‌نبات احساس مریضی می‌کند.

my brother is sick and can't go to school.

برادر من بیمار است و نمی‌تواند به مدرسه برود.

they say laughter is the best medicine for the sick.

می‌گویند خنده بهترین دارو برای بیماران است.

he took a day off because he was feeling sick.

او به دلیل احساس مریضی یک روز مرخصی گرفت.

she has been sick for a week and needs rest.

او یک هفته است که بیمار است و به استراحت نیاز دارد.

it's common for kids to get sick during flu season.

برای بچه‌ها در فصل آنفولانزا گرفتن اینفولانزا رایج است.

he gets sick easily due to his weak immune system.

او به دلیل سیستم ایمنی ضعیفش به راحتی بیمار می‌شود.

the doctor advised her to stay home when she's sick.

پزشک به او توصیه کرد وقتی مریض است در خانه بماند.

she always carries medicine in case she gets sick.

او همیشه دارو همراه دارد تا در صورت بیمار شدن مصرف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید