sighter

[ایالات متحده]/ˈsaɪtə/
[بریتانیا]/ˈsaɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ابزار یا دستگاه برای نشانه‌گیری یا مشاهده
شکل‌های واژه
جمعsighters

عبارات و ترکیب‌ها

rifle sighter

مشخص کننده تفنگ

scope sighter

مشخص کننده دوربین

sighter target

هدف مشخه کننده

sighter tool

ابزار مشخه کننده

sighter app

برنامه مشخه کننده

sighter device

دستگاه مشخه کننده

sighter aid

کمک مشخه کننده

sighter system

سیستم مشخه کننده

sighter software

نرم افزار مشخه کننده

laser sighter

مشخه کننده لیزری

جملات نمونه

the sighter on the rifle helps improve accuracy.

بینره روی تفنگ به بهبود دقت کمک می کند.

he adjusted the sighter before taking the shot.

او قبل از شلیک، بینره را تنظیم کرد.

using a sighter can enhance your shooting skills.

استفاده از بینره می تواند مهارت های تیراندازی شما را افزایش دهد.

the sighter is essential for long-range shooting.

بینره برای تیراندازی دور ضروری است.

she looked through the sighter to line up her target.

او از طریق بینره نگاه کرد تا هدف خود را تنظیم کند.

make sure the sighter is properly calibrated.

مطمئن شوید که بینره به درستی کالیبره شده است.

the sighter allows for quick target acquisition.

بینره امکان به دست آوردن سریع هدف را فراهم می کند.

he prefers a red dot sighter for its simplicity.

او ترجیح می دهد از بینره نقطه قرمز به دلیل سادگی آن استفاده کند.

adjusting the sighter can be a delicate process.

تنظیم بینره می تواند یک فرآیند ظریف باشد.

using a sighter can significantly improve your aim.

استفاده از بینره می تواند به طور قابل توجهی هدف شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید