sightings

[ایالات متحده]/ˈsaɪtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsaɪtɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مشاهده یا توجه به چیزی؛ دامنه بینایی یا دید؛ نمونه‌ای از دیدن یا مشاهده چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

unusual sightings

مشاهدات غیرمعمول

recent sightings

مشاهدات اخیر

multiple sightings

مشاهدات متعدد

credible sightings

مشاهدات معتبر

rare sightings

مشاهدات نادر

documented sightings

مشاهدات مستند

reported sightings

مشاهدات گزارش شده

local sightings

مشاهدات محلی

notable sightings

مشاهدات قابل توجه

frequent sightings

مشاهدات مکرر

جملات نمونه

there have been several sightings of the rare bird this month.

در این ماه چندین مورد از مشاهده پرنده کمیاب گزارش شده است.

witnesses reported sightings of a ufo last night.

شاهدان شب گذشته از مشاهده یک سفینه فضایی گزارش کردند.

scientists are studying the sightings of the elusive species.

دانشمندان در حال بررسی مشاهدات گونه غیرقابل دسترس هستند.

the park ranger documented all the wildlife sightings.

نگهبان پارک تمام مشاهدات حیات وحش را مستند کرد.

there were numerous sightings of whales along the coast.

مشاهدات متعددی از نهنگ ها در امتداد ساحل وجود داشت.

local residents have shared their sightings of the mysterious creature.

ساکنان محلی مشاهدات خود از موجود مرموز را به اشتراک گذاشته اند.

recent sightings indicate that the population of the species is increasing.

مشاهدات اخیر نشان می دهد که جمعیت گونه در حال افزایش است.

she keeps a journal of all her bird sightings.

او یک دفترچه از تمام مشاهدات پرندگان خود نگه می دارد.

after the storm, there were several sightings of lightning in the sky.

پس از طوفان، چندین مورد از مشاهده رعد و برق در آسمان وجود داشت.

the documentary features eyewitness sightings of the legendary creature.

مستند شامل مشاهدات شاهدان عینی از موجود افسانه ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید