| جمع | sightlines |
clear sightline
دید واضح
obstructed sightline
خط دید مسدود شده
optimal sightline
خط دید بهینه
sightline analysis
تجزیه و تحلیل خط دید
sightline issues
مشکلات خط دید
sightline diagram
نمودار خط دید
sightline assessment
ارزیابی خط دید
maintain sightline
حفظ خط دید
sightline requirements
الزامات خط دید
sightline planning
برنامهریزی خط دید
the architect ensured that every seat had a clear sightline to the stage.
معمار اطمینان حاصل کرد که هر صندلی خط دید واضحی به صحنه داشته باشد.
maintaining a good sightline is crucial for effective presentations.
حفظ یک خط دید خوب برای ارائه های موثر بسیار مهم است.
the design of the stadium prioritized sightlines for all spectators.
طراحی استادیوم خطوط دید را برای همه تماشاچیان در اولویت قرار داد.
obstructions can significantly affect the sightline in a theater.
اشیاء میتوانند خط دید را در یک تئاتر به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.
he adjusted the camera to improve the sightline for the shot.
او دوربین را تنظیم کرد تا خط دید را برای عکسبرداری بهبود بخشد.
the sightline from the balcony was obstructed by a large chandelier.
خط دید از بالکن توسط یک لوستر بزرگ مسدود شده بود.
for safety, ensure that the sightline is clear when driving.
برای ایمنی، اطمینان حاصل کنید که هنگام رانندگی خط دید واضح است.
they installed new lights to enhance the sightline at night.
آنها چراغ های جدیدی نصب کردند تا خط دید را در شب بهبود بخشند.
in urban planning, sightline considerations are essential for building layouts.
در برنامه ریزی شهری، ملاحظات مربوط به خط دید برای طرح بندی ساختمان ها ضروری است.
the artist chose a vantage point with the best sightline for the landscape.
هنرمند یک نقطه دید با بهترین خط دید برای منظره انتخاب کرد.
clear sightline
دید واضح
obstructed sightline
خط دید مسدود شده
optimal sightline
خط دید بهینه
sightline analysis
تجزیه و تحلیل خط دید
sightline issues
مشکلات خط دید
sightline diagram
نمودار خط دید
sightline assessment
ارزیابی خط دید
maintain sightline
حفظ خط دید
sightline requirements
الزامات خط دید
sightline planning
برنامهریزی خط دید
the architect ensured that every seat had a clear sightline to the stage.
معمار اطمینان حاصل کرد که هر صندلی خط دید واضحی به صحنه داشته باشد.
maintaining a good sightline is crucial for effective presentations.
حفظ یک خط دید خوب برای ارائه های موثر بسیار مهم است.
the design of the stadium prioritized sightlines for all spectators.
طراحی استادیوم خطوط دید را برای همه تماشاچیان در اولویت قرار داد.
obstructions can significantly affect the sightline in a theater.
اشیاء میتوانند خط دید را در یک تئاتر به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.
he adjusted the camera to improve the sightline for the shot.
او دوربین را تنظیم کرد تا خط دید را برای عکسبرداری بهبود بخشد.
the sightline from the balcony was obstructed by a large chandelier.
خط دید از بالکن توسط یک لوستر بزرگ مسدود شده بود.
for safety, ensure that the sightline is clear when driving.
برای ایمنی، اطمینان حاصل کنید که هنگام رانندگی خط دید واضح است.
they installed new lights to enhance the sightline at night.
آنها چراغ های جدیدی نصب کردند تا خط دید را در شب بهبود بخشند.
in urban planning, sightline considerations are essential for building layouts.
در برنامه ریزی شهری، ملاحظات مربوط به خط دید برای طرح بندی ساختمان ها ضروری است.
the artist chose a vantage point with the best sightline for the landscape.
هنرمند یک نقطه دید با بهترین خط دید برای منظره انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید