sild

[ایالات متحده]/sɪld/
[بریتانیا]/sɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساردین کوچک که در نروژ برای کنسرو کردن استفاده می‌شود
Word Forms
جمعsilds

عبارات و ترکیب‌ها

sild fish

ماهی سلد

sild oil

روغن سلد

sild meal

آرد سلد

sild catch

صید سلد

sild stock

ذخیره سلد

sild market

بازار سلد

sild species

گونه‌های سلد

sild population

جمعیت سلد

sild export

صادرات سلد

sild industry

صنعت سلد

جملات نمونه

she decided to sild the conversation to a lighter topic.

او تصمیم گرفت مکالمه را به یک موضوع سبک‌تر تغییر دهد.

he tried to sild past the issue without addressing it.

او سعی کرد بدون پرداختن به آن، از موضوع عبور کند.

they often sild into discussions about their favorite books.

آنها اغلب وارد بحث در مورد کتاب های مورد علاقه خود می شدند.

during the meeting, she managed to sild the focus back to the main agenda.

در طول جلسه، او موفق شد توجه را دوباره به دستور کار اصلی معطوف کند.

he tends to sild away from serious topics during dinner.

او معمولاً در هنگام شام از موضوعات جدی دور می شود.

we can sild this topic for later discussion.

ما می توانیم این موضوع را برای بحث بعدی نگه داریم.

she skillfully sild the conversation to avoid conflict.

او به طور ماهرانه مکالمه را تغییر داد تا از درگیری جلوگیری کند.

let's sild into a more comfortable subject.

بیایید به یک موضوع راحت تر برویم.

he tried to sild the blame onto someone else.

او سعی کرد تقصیر را به گردن شخص دیگری بیاندازد.

she would often sild into nostalgia during our talks.

او اغلب در طول گفتگوهای ما دچار نوستالژی می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید