silenter moments
لحظات آرامتر
be silenter now
اکنون آرامتر باش
silenter than ever
آرامتر از هر زمانی
silenter room
اتاق آرامتر
be silentering
در حال آرامتر شدن باش
silenter voice
صدا آرامتر
silenter place
مکان آرامتر
silenter atmosphere
اتمسفر آرامتر
silenter world
جهان آرامتر
silenter still
آرامتر از پیش
the library was unusually silent, a welcome change from the bustling city.
کتابخانه به طور غیر معمول آرام بود، یک تغییر خوش آمد خدمت از شهر پر حیات.
she preferred a silent movie to a talkie with all the dialogue.
او به فیلم ساکت ترجیح می داد به جای یک فیلم گفت و گو که تمام گفتار را دارد.
the room fell silent as the speaker began to share a personal story.
همان زمانی که سخنران شروع به به اشتراک گذاری داستان شخصی کرد، اتاق آرام شد.
he maintained a silent vigil by his friend's bedside for hours.
او به مدت ساعاتی در کنار پرستاری آرام از دوست خود حضور یافت.
the forest was silent except for the rustling of leaves underfoot.
جنگل آرام بود به جز صدای لرزش برگ ها زیر پای.
a silent protest was organized against the new government policy.
یک اعتراض آرام علیه سیاست جدید دولت توسط سازمان داده شد.
the house stood silent and empty, a stark reminder of the past.
خانه آرام و خالی ایستاد، یک یادآوری قاطع از گذشته.
he gave a silent nod of agreement, not wanting to interrupt.
او با یک نگاه آرام موافقت کرد، به دلیل اینکه نمی خواست قطع کند.
the audience remained silent during the moving musical performance.
بیننده ها در طول اجرای موسیقی در حال حرکت، آرام ماندند.
the lake was silent and still, reflecting the moonlight.
دریاچه آرام و آب شدید بود، نور ماه را منعکس می کرد.
she offered a silent prayer for her family's well-being.
او یک دعا آرام برای خوبی خانواده اش ارائه کرد.
silenter moments
لحظات آرامتر
be silenter now
اکنون آرامتر باش
silenter than ever
آرامتر از هر زمانی
silenter room
اتاق آرامتر
be silentering
در حال آرامتر شدن باش
silenter voice
صدا آرامتر
silenter place
مکان آرامتر
silenter atmosphere
اتمسفر آرامتر
silenter world
جهان آرامتر
silenter still
آرامتر از پیش
the library was unusually silent, a welcome change from the bustling city.
کتابخانه به طور غیر معمول آرام بود، یک تغییر خوش آمد خدمت از شهر پر حیات.
she preferred a silent movie to a talkie with all the dialogue.
او به فیلم ساکت ترجیح می داد به جای یک فیلم گفت و گو که تمام گفتار را دارد.
the room fell silent as the speaker began to share a personal story.
همان زمانی که سخنران شروع به به اشتراک گذاری داستان شخصی کرد، اتاق آرام شد.
he maintained a silent vigil by his friend's bedside for hours.
او به مدت ساعاتی در کنار پرستاری آرام از دوست خود حضور یافت.
the forest was silent except for the rustling of leaves underfoot.
جنگل آرام بود به جز صدای لرزش برگ ها زیر پای.
a silent protest was organized against the new government policy.
یک اعتراض آرام علیه سیاست جدید دولت توسط سازمان داده شد.
the house stood silent and empty, a stark reminder of the past.
خانه آرام و خالی ایستاد، یک یادآوری قاطع از گذشته.
he gave a silent nod of agreement, not wanting to interrupt.
او با یک نگاه آرام موافقت کرد، به دلیل اینکه نمی خواست قطع کند.
the audience remained silent during the moving musical performance.
بیننده ها در طول اجرای موسیقی در حال حرکت، آرام ماندند.
the lake was silent and still, reflecting the moonlight.
دریاچه آرام و آب شدید بود، نور ماه را منعکس می کرد.
she offered a silent prayer for her family's well-being.
او یک دعا آرام برای خوبی خانواده اش ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید