silicle

[ایالات متحده]/ˈsɪlɪkəl/
[بریتانیا]/ˈsɪlɪkəl/

ترجمه

n. نوعی میوه‌ی کوتاه و باریک، که معمولاً در گیاهان خانواده‌ی خردل یافت می‌شود
Word Forms
جمعsilicles

عبارات و ترکیب‌ها

silicle structure

ساختار سیلیکل

silicle formation

تشکیل سیلیکل

silicle development

توسعه سیلیکل

silicle size

اندازه سیلیکل

silicle analysis

تجزیه و تحلیل سیلیکل

silicle function

عملکرد سیلیکل

silicle characteristics

ویژگی‌های سیلیکل

silicle properties

خواص سیلیکل

silicle type

نوع سیلیکل

silicle content

محتوای سیلیکل

جملات نمونه

the silicle of the plant is important for seed dispersal.

سیلیکله گیاه برای پراکندگی بذر بسیار مهم است.

researchers studied the structure of the silicle in detail.

محققان ساختار سیلیکله را به طور مفصل مطالعه کردند.

in botany, a silicle is a type of fruit.

در گیاه‌شناسی، سیلیکله نوعی میوه است.

the silicle contains many tiny seeds.

سیلیکله حاوی بسیاری از دانه‌های کوچک است.

some plants have a silicle that splits open when ripe.

برخی از گیاهان دارای سیلیکله‌ای هستند که در هنگام رسیدن باز می‌شود.

understanding the silicle's role can help in agriculture.

درک نقش سیلیکله می‌تواند به کشاورزی کمک کند.

botanists classify plants based on their silicle characteristics.

گیاه‌شناسان گیاهان را بر اساس ویژگی‌های سیلیکله آن‌ها طبقه‌بندی می‌کنند.

the shape of the silicle varies among different species.

شکل سیلیکله در گونه‌های مختلف متفاوت است.

some silicles are elongated, while others are round.

برخی از سیلیکله‌ها کشیده هستند، در حالی که برخی دیگر گرد هستند.

we observed the silicle's development over several weeks.

ما رشد سیلیکله را در طول چند هفته مشاهده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید