sillock

[ایالات متحده]/ˈsɪlək/
[بریتانیا]/ˈsɪlək/

ترجمه

n. ماهی کاد سبز جوان
Word Forms
جمعsillocks

عبارات و ترکیب‌ها

sillock head

سر سیلک

sillock behavior

رفتار سیلک

sillock moment

لحظه سیلک

sillock joke

جک سیلک

sillock idea

ایده سیلک

sillock face

چهره سیلک

sillock friend

دوست سیلک

sillock story

داستان سیلک

sillock comment

نظریه سیلک

sillock trick

ترفند سیلک

جملات نمونه

don't be such a sillock when making decisions.

وقتی تصمیم می‌گیرید، آنقدر احمقانه رفتار نکنید.

he acted like a sillock during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک احمق رفتار کرد.

stop being a sillock and listen to advice.

دیگر مثل احمق رفتار نکنید و به نصیحت گوش دهید.

she called him a sillock for forgetting her birthday.

او به خاطر فراموش کردن تولدش، او را احمق خطاب کرد.

it's silly to be a sillock in such serious matters.

این احمقانه است که در چنین مسائل مهمی مثل یک احمق رفتار کنید.

he made a sillock of himself by tripping on stage.

او با زمین خوردن روی صحنه، خود را به شکل احمقانه‌ای نشان داد.

being a sillock won't help you in your career.

احمقانه بودن به شما در شغل‌تان کمک نخواهد کرد.

don't be a sillock; take this seriously.

مثل احمق رفتار نکنید؛ این را جدی بگیرید.

he always acts like a sillock when he's nervous.

او همیشه وقتی عصبی است، مثل یک احمق رفتار می‌کند.

she laughed at his sillock behavior at the party.

او به رفتار احمقانه او در مهمانی خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید