silver-white

[ایالات متحده]/[ˈsɪl.vərˌwaɪt]/
[بریتانیا]/[ˈsɪl.vərˌwaɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نقره‌ای رنگ یا خاکستری رنگ روشن؛ رنگ‌پریده یا روشن مانند نقره.

عبارات و ترکیب‌ها

silver-white hair

مو نقره‌ای-سفید

silver-white sand

گِل نقره‌ای-سفید

silver-white light

نور نقره‌ای-سفید

silver-white dress

لباس نقره‌ای-سفید

silver-white paint

رنگ نقره‌ای-سفید

looked silver-white

به نظر نقره‌ای-سفید بود

silver-white glow

تابش نقره‌ای-سفید

silver-white metal

فلز نقره‌ای-سفید

silver-white frost

یخ‌زدگی نقره‌ای-سفید

silver-white surface

سطح نقره‌ای-سفید

جملات نمونه

the silver-white moon hung high in the night sky.

ماه نقره‌ای-سفید در آسمان شب بالا آویخته بود.

she wore a silver-white dress to the formal event.

او لباس نقره‌ای-سفیدی برای رویداد رسمی پوشید.

the silver-white sand sparkled under the sunlight.

ماسه نقره‌ای-سفید زیر نور خورشید می‌درخشید.

he polished the silver-white teapot until it gleamed.

او чай‌ساز نقره‌ای-سفید را تا زمانی که براق شد، صیقل داد.

the silver-white fur of the arctic fox is beautiful.

پوش نقره‌ای-سفید روباه قطبی زیباست.

a silver-white statue stood proudly in the park.

یک مجسمه نقره‌ای-سفید به افتخار در پارک ایستاده بود.

the silver-white paint gave the room a cool feel.

رنگ نقره‌ای-سفید به اتاق حس خنکی می‌داد.

the silver-white metal was used for the jewelry.

از فلز نقره‌ای-سفید برای جواهرات استفاده شد.

the silver-white clouds drifted across the blue sky.

ابر‌های نقره‌ای-سفید در آسمان آبی شناور بودند.

he admired the silver-white sheen of the freshly fallen snow.

او به درخشندگی نقره‌ای-سفید برف تازه افتاده نگاه کرد.

the silver-white cutlery added elegance to the table setting.

وسایل نقره‌ای-سفید ظرافت را به چیدمان میز اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید