similiarities

[ایالات متحده]/sɪmɪˈlærɪtɪz/
[بریتانیا]/sɪməˈlærɪtɪz/

ترجمه

n. جمع similarity؛ حالت یا کیفیت بودن مشابه؛ شباهت‌ها

جملات نمونه

there are striking similarities between the two paintings.

شباهت‌های چشمگیری بین دو نقاشی وجود دارد.

the siblings share many genetic similarities.

برادر و خواهر بسیاری از شباهت‌های ژنتیکی را به اشتراک می‌گذارند.

surface similarities can be misleading.

شباهت‌های سطحی ممکن است اشتباه‌آورنده باشند.

we discussed the cultural similarities between the two countries.

ما شباهت‌های فرهنگی بین دو کشور را بحث کردیم.

the report noted structural similarities in the buildings.

گزارش شباهت‌های ساختاری در ساختمان‌ها را ذکر کرد.

there are obvious similarities in their teaching methods.

در روش‌های تدریس آن‌ها شباهت‌های واضحی وجود دارد.

scientists found subtle similarities in the dna patterns.

دانشمندان شباهت‌های ظریفی در الگوهای DNA پیدا کردند.

the novel has similarities to classic literature.

این رمان شباهت‌هایی به ادبیات کلاسیک دارد.

researchers discovered fundamental similarities in brain function.

پژوهشگران شباهت‌های بنیادی در عملکرد مغز را کشف کردند.

despite superficial similarities, the approaches differ significantly.

هر چند شباهت‌های ظاهری وجود دارد، رویکردها به طور قابل توجهی با یکدیگر متفاوت هستند.

the films share surprising similarities in their narrative structure.

فیلم‌ها در ساختار داستانی خود شباهت‌های شگفت‌آوری به اشتراک می‌گذارند.

many people overlook the similarities between these languages.

بسیاری از افراد شباهت‌های بین این زبان‌ها را نادیده می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید