similiarity

[ایالات متحده]/ˌsɪmɪˈlærəti/
[بریتانیا]/ˌsɪmɪˈlærəti/

ترجمه

n. شباهت
شکل‌های واژه

جملات نمونه

there is a striking similarity between the two designs.

بین دو طراحی شباهتی قابل توجه وجود دارد.

the researchers noted a remarkable similarity in the dna sequences.

پژوهشگران یک شباهت قابل توجه در توالی‌های DNA را مشاهده کردند.

despite superficial similarity, the two products serve different functions.

هرچند شباهت ظاهری بین دو محصول وجود دارد، اما هر کدام کارکرد متفاوتی دارند.

we can measure the degree of similarity using advanced algorithms.

ما می‌توانیم میزان شباهت را با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته اندازه‌گیری کنیم.

the study revealed a close similarity in their behavioral patterns.

این مطالعه شباهت نزدیکی در الگوهای رفتاری آن‌ها را نشان داد.

critics pointed out the apparent similarity to classical architecture.

انتقادات به شباهت واضحی با معماری کلاسیک اشاره کردند.

the algorithm detects similarity between documents effectively.

این الگوریتم به طور مؤثر شباهت بین اسناد را تشخیص می‌دهد.

semantic similarity plays a crucial role in natural language processing.

شباهت معنا در پردازش زبان طبیعی نقش حیاتی دارد.

genetic similarity explains why these species evolved similarly.

شباهت ژنتیکی دلیلی است که چرا این گونه‌ها به طور مشابه تکامل یافتند.

the visual similarity between the twins surprised everyone.

شباهت ظاهری بین دوچهره‌های دوچهره‌ای همه را شگفت‌زده کرد.

structural similarity is often evident in related compounds.

شباهت ساختاری معمولاً در ترکیبات مرتبط دیده می‌شود.

there is no similarity between their writing styles.

هیچ گونه شباهتی بین سبک‌های نگارشی آن‌ها وجود ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید