simkin

[ایالات متحده]/ˈsɪmkɪn/
[بریتانیا]/ˈsɪmkɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی سایمون، سیمون و غیره؛ یک نام مرد؛ نام خانوادگی سایمون، سیمون و غیره.
شکل‌های واژه
جمعsimkins

جملات نمونه

simkin's new formula has revolutionized skincare routines.

فرمول جدید سیمکین روتین‌های مراقبت از پوست را تغییر داده است.

the simkin treatment left my hair incredibly smooth.

درمان سیمکین مو من را به شدت صاف کرد.

doctors recommend regular simkin checks for early detection.

پزشکان بررسی‌های منظم سیمکین را برای تشخیص زودهنگام توصیه می‌کنند.

she applied simkin cream twice daily for best results.

او کرم سیمکین را دو بار در روز برای بهترین نتیجه استفاده کرد.

the simkin industry continues to grow rapidly worldwide.

صنعت سیمکین در سراسر جهان به سرعت در حال رشد است.

many patients benefit from the new simkin therapy.

بیماران زیادی از درمان جدید سیمکین بهره می‌برند.

simkin products are available at major retailers nationwide.

محصولات سیمکین در فروشگاه‌های بزرگ در سراسر کشور در دسترس هستند.

the clinical trial showed impressive simkin results.

آزمایش بالینی نتایج برجسته‌ای از سیمکین نشان داد.

researchers developed a breakthrough simkin solution.

پژوهشگران یک راه‌حل نوآورانه سیمکین توسعه دادند.

her simkin routine includes cleansing and moisturizing.

روتین سیمکین او شامل پاک‌سازی و مرطوب‌کننده است.

the simkin specialist recommended sun protection.

متخصص سیمکین محافظت از پوست در برابر خورشید را توصیه کرد.

consumers praise simkin for its gentle formula.

مصرف‌کنندگان سیمکین را به دلیل فرمول ملایم آن ستایش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید