sinecure

[ایالات متحده]/'saɪnɪkjʊə/
[بریتانیا]/'saɪnɪkjʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شغلی یا موقعیتی که نیاز به تلاش یا کار واقعی کمی یا هیچ ندارد
Word Forms
جمعsinecures
شکل سوم شخص مفردsinecures

جملات نمونه

hardly a sinecure (=not a sinecure; no sinecure)

سینهور نبود (به معنای نه یک سینهور؛ بدون سینهور)

a sinecure, and consisted simply in a daily care and inspection.

یک سینهور بود و به سادگی شامل مراقبت و بازرسی روزانه می‌شد.

He landed a sinecure as a consultant for the company.

او به عنوان مشاور برای شرکت یک سینهور به دست آورد.

The position was seen as a sinecure with little actual work involved.

این موقعیت به عنوان یک سینهور با کار واقعی کم دیده می‌شد.

She was given a sinecure in the marketing department.

او یک سینهور در بخش بازاریابی به او داده شد.

The sinecure allowed him plenty of time to pursue his hobbies.

سینهور به او اجازه داد تا زمان زیادی برای دنبال کردن سرگرمی‌هایش داشته باشد.

The sinecure came with a generous salary and benefits.

سینهور با حقوق و مزایای سخاوتمندانه همراه بود.

The sinecure was offered to him as a favor from a friend.

سینهور به عنوان لطف از طرف یک دوست به او پیشنهاد شد.

She accepted the sinecure knowing it would be an easy job.

او سینهور را پذیرفت زیرا می‌دانست که کار آسانی خواهد بود.

The sinecure was created specifically for him due to his connections.

سینهور به طور خاص به دلیل ارتباطاتش برای او ایجاد شد.

He treated the sinecure as a stepping stone to a more challenging role.

او سینهور را به عنوان یک پله برای رسیدن به یک نقش چالش برانگیزتر تلقی کرد.

The sinecure allowed her to maintain a work-life balance.

سینهور به او اجازه داد تا تعادل بین کار و زندگی خود را حفظ کند.

نمونه‌های واقعی

He stood for a rotten borough and he took on a sinecure in government himself.

او برای یک حوزه انتخابیه فاسد ایستاد و یک منصب بدون مسئولیت در دولت را برای خود به دست آورد.

منبع: The Economist - Arts

He condemned parliamentary sinecures and argued that too many ministers were in the pocket of the Crown.

او منصب‌های بدون مسئولیت پارلمانی را محکوم کرد و استدلال کرد که سیاستمداران زیادی در جیب تاج و تخت هستند.

منبع: The Economist - Arts

In African countries such as Ghana, Nigeria and Uganda teaching is all too often a sinecure , not a vocation.

در کشورهای آفریقایی مانند غنا، نیجریه و اوگاندا، تدریس اغلب یک منصب بدون مسئولیت است، نه یک حرفه.

منبع: The Economist - International

Life was not a task to him, but a sinecure.

زندگی برای او یک وظیفه نبود، بلکه یک منصب بدون مسئولیت بود.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

And Prigozhin will go to some sort of weird sinecure in exile in Belarus.

و پریگوژین به نوعی منصب عجیب و غریب در تبعید در بلاروس خواهد رفت.

منبع: Financial Times Podcast

So far as work went I enjoyed a complete sinecure; I had nothing to do but to walk about the valley, to eat, and to sleep.

تا آنجا که به کار مربوط می‌شد، من از یک منصب بدون مسئولیت کامل لذت می‌بردم؛ کاری برای انجام دادن نداشتم جز قدم زدن در دره، خوردن و خوابیدن.

منبع: Three mysterious people

The most sacred trusts are then considered as sinecures, because they were procured by interest, and only sought to enable a man to keep GOOD COMPANY.

بنابراین، مقدس‌ترین اعتمادها به عنوان منصب‌های بدون مسئولیت در نظر گرفته می‌شوند، زیرا با منافع به دست آمده‌اند و فقط برای این منظور هستند که به یک مرد اجازه دهند با افراد خوب معاشرت کند.

منبع: Defending Feminism (Part 2)

By thus uniting their fortunes, living on good terms, and profiting by sinecures, the two families might occupy the hotel d'Aubrion with an income of over a hundred thousand francs.

با متحد کردن ثروت خود، با شرایط خوب زندگی کردن و سود بردن از منصب‌های بدون مسئولیت، دو خانواده می‌توانستند هتل d'Aubrion را با درآمد بیش از صد هزار فرانک اشغال کنند.

منبع: Eugénie Grandet

Most of them were in business, it was true, and several were converting the heathen of China or America to a nebulous protestantism; but a few, he found, were working constructively at jobs that were neither sinecures nor routines.

بیشتر آنها در تجارت بودند، درست است، و چندین نفر مردم غیرمتعهد چین یا آمریکا را به نوعی پروتستانت مبهم تبدیل می‌کردند؛ اما چند نفر، متوجه شد، به طور سازنده روی مشاغلی کار می‌کردند که نه منصب بدون مسئولیت بودند و نه روتین.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید