sinewy muscles
عضلات ورزیده
sinewy build
اندامی ورزیده
sinewy arms
بازوهای ورزیده
a lean and sinewy frame.
یک قاب لاغر و کشیده.
a sinewy cut of beef.
یک برش گوشت سفت و کشیده
He has sinewy arms from years of weightlifting.
او سالهاست که وزنه میزند و بازوهای سفت و کشیدهای دارد.
The sinewy rope held the heavy load securely in place.
طناب سفت و کشیده بار سنگین را به طور ایمن در جای خود نگه داشت.
Her sinewy legs propelled her forward in the race.
پاهای سفت و کشیده او را در مسابقه به جلو راند.
The sinewy athlete easily lifted the heavy barbell.
ورزشکار سفت و کشیده به راحتی وزنه سنگین را بلند کرد.
The sinewy branches of the tree swayed in the wind.
شاخههای سفت و کشیده درخت در باد به رقص درآمدند.
His sinewy hands were skilled at woodworking.
دستهای سفت و کشیده او در نجاری مهارت داشتند.
The boxer's sinewy frame showed his strength and agility.
بدن سفت و کشیده بوکسور نشان دهنده قدرت و چابکی او بود.
The sinewy fibers of the muscle contracted during exercise.
الیاف سفت و کشیده عضله در حین ورزش منقبض شدند.
The sinewy roots of the plant reached deep into the soil.
ریشههای سفت و کشیده گیاه عمیقاً در خاک نفوذ کردند.
She admired the sinewy grace of the ballet dancer's movements.
او از ظرافت سفت و کشیده حرکات رقصنده باله تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید