sinewy

[ایالات متحده]/'sɪnjuːɪ/
[بریتانیا]/'sɪnjui/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عضلانی; قوی; دارای عضلات خوب توسعه یافته

عبارات و ترکیب‌ها

sinewy muscles

عضلات ورزیده

sinewy build

اندامی ورزیده

sinewy arms

بازوهای ورزیده

جملات نمونه

a lean and sinewy frame.

یک قاب لاغر و کشیده.

a sinewy cut of beef.

یک برش گوشت سفت و کشیده

He has sinewy arms from years of weightlifting.

او سال‌هاست که وزنه می‌زند و بازوهای سفت و کشیده‌ای دارد.

The sinewy rope held the heavy load securely in place.

طناب سفت و کشیده بار سنگین را به طور ایمن در جای خود نگه داشت.

Her sinewy legs propelled her forward in the race.

پاهای سفت و کشیده او را در مسابقه به جلو راند.

The sinewy athlete easily lifted the heavy barbell.

ورزشکار سفت و کشیده به راحتی وزنه سنگین را بلند کرد.

The sinewy branches of the tree swayed in the wind.

شاخه‌های سفت و کشیده درخت در باد به رقص درآمدند.

His sinewy hands were skilled at woodworking.

دست‌های سفت و کشیده او در نجاری مهارت داشتند.

The boxer's sinewy frame showed his strength and agility.

بدن سفت و کشیده بوکسور نشان دهنده قدرت و چابکی او بود.

The sinewy fibers of the muscle contracted during exercise.

الیاف سفت و کشیده عضله در حین ورزش منقبض شدند.

The sinewy roots of the plant reached deep into the soil.

ریشه‌های سفت و کشیده گیاه عمیقاً در خاک نفوذ کردند.

She admired the sinewy grace of the ballet dancer's movements.

او از ظرافت سفت و کشیده حرکات رقصنده باله تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید