chugging along
حرکت با سرعت
chugging away
حرکت با سرعت
chugging beer
نوشیدن آبجو با سرعت
chugging train
قطار در حال حرکت با سرعت
chugging sound
صدای حرکت با سرعت
chugging engine
موتور در حال حرکت با سرعت
chugging coffee
نوشیدن قهوه با سرعت
chugging gas
مصرف سوخت با سرعت
chugging rhythm
ریتم حرکت با سرعت
the train was chugging along the tracks.
قطار با صدای بلند در حال حرکت در امتداد ریلها بود.
she loves chugging her coffee in the morning.
او عاشق نوشیدن سریع قهوه صبح است.
the old engine was chugging loudly.
موتور قدیمی با صدای بلند در حال حرکت بود.
he was chugging through his homework.
او با سرعت زیاد تکالیف خود را انجام میداد.
the boat was chugging across the lake.
قایق با سرعت کم در حال عبور از دریاچه بود.
chugging along, the car finally reached its destination.
در حال حرکت، ماشین سرانجام به مقصد خود رسید.
they were chugging beers at the party.
آنها در مهمانی مشغول نوشیدن سریع آبجو بودند.
the children were chugging their juice happily.
بچهها با خوشحالی آبمیوه خود را با سرعت مینوشیدند.
chugging through the city, the bus was packed.
در حال حرکت در میان شهر، اتوبوس مملو از مسافر بود.
he kept chugging along despite the setbacks.
او با وجود مشکلات به حرکت خود ادامه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید