sisterly

[ایالات متحده]/'sɪstəlɪ/
[بریتانیا]/'sɪstɚli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خواهرانه یا ویژگی‌های خواهران; مانند یک خواهر

عبارات و ترکیب‌ها

sisterly love

محبت خواهرانه

sisterly bond

پیوند خواهرانه

sisterly advice

مشورت خواهرانه

sisterly support

حمایت خواهرانه

جملات نمونه

sisterly kindness; sororal concern.

مهربانی خواهرانه؛ نگرانی خواهرانه.

" Bela clapped Jack on the shoulder in comradely fashion and gave him a sisterly hug.She towered over him, a full head taller.

بلا با حالت رفاقتی، جک را روی شانه اش زد و او را به شکل خواهرانه در آغوش گرفت. او یک سر از او بلندتر بود.

sisterly bond that cannot be broken

پیوندی که نمی‌توان آن را شکست

sisterly advice on relationships

مشاوره خواهرانه در مورد روابط

نمونه‌های واقعی

" Oh, Teddy, such doings! " and Jo told Amy's wrongs with sisterly zeal.

"وای، تدی، چه کارهایی!" و جو اشتباهات امی را با تعصب خواهرانه تعریف کرد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

And expressing its determination to pool the efforts of member states to assist this sisterly country.

و ابراز تمایل خود برای تجمیع تلاش کشورهای عضو برای کمک به این کشور خواهرانه.

منبع: VOA Standard January 2013 Collection

" Really, girls, you are both to be blamed, " said Meg, beginning to lecture in her elder–sisterly fashion.

"واقعاً، دخترها، شما هر دو مقصر هستید،" مگ گفت و شروع به نصیحت کردن به روش خواهر بزرگتر کرد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

No, Patty, Patty, I-I...I-I don't know what Brad told you, but my feelings for you are sisterly, not sexual.

نه، پتی، پتی، من-من...من-من نمی دانم برد به شما چه گفته، اما احساسات من نسبت به شما خواهرانه است، نه جنسی.

منبع: Deadly Women

Oh, so now you wanna get all sisterly?

اوه، پس حالا می خواهید همه خواهرانه شوید؟

منبع: Gossip Girl Season 4

It would hardly encourage sisterly affection.

این به سختی باعث تشویق محبت خواهرانه نمی شد.

منبع: Pride and Prejudice

And burning to lay herself upon the shrine of sisterly devotion, she sat down to settle that point.

و با اشتیاق برای قرار دادن خود بر محراب اخلاص خواهرانه، نشست تا آن موضوع را مشخص کند.

منبع: "Little Women" original version

For all but three of her 27 years she had one or two sisterly colleagues, but her opinions still marked her out.

در طول 27 سال او، به جز سه سال، یک یا دو همکار خواهر داشت، اما نظراتش هنوز او را متمایز می کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Her sisterly tenderness could not but surmount other feelings at this moment, and her fears were the fears of affection.

مهربانی خواهرانه او نمی توانست در این لحظه بر احساسات دیگر غلبه کند و ترس های او ترس های محبت بود.

منبع: Middlemarch (Part One)

No, Patty, Patty, I I Oh, I I don't know what Brad told you, but my feelings for you are sisterly, not sexual.

نه، پتی، پتی، من-من...من-من نمی دانم برد به شما چه گفته، اما احساسات من نسبت به شما خواهرانه است، نه جنسی.

منبع: "Deadly Women" classic lines

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید