sibling-like bond
پیوند صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like relationship
رابطه صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like comfort
راحتی صمیمانه مانند خواهر و برادر
felt sibling-like
احساس صمیمانه مانند خواهر و برادر
displaying sibling-like
نشان دادن صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like support
حمایت صمیمانه مانند خواهر و برادر
a sibling-like ease
آسودگی صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like trust
اعتماد صمیمانه مانند خواهر و برادر
with sibling-like warmth
با گرمای صمیمانه مانند خواهر و برادر
inherently sibling-like
ذاتا صمیمانه مانند خواهر و برادر
they share a sibling-like bond, always supporting each other's dreams.
آنها پیوندی شبیه به پیوند خواهر و برادری دارند، همیشه از رویاهای یکدیگر حمایت میکنند.
despite their differences, they have a sibling-like camaraderie.
با وجود تفاوتهایشان، صمیمیت خواهر و برادری مانند با یکدیگر دارند.
their playful banter revealed a sibling-like affection for one another.
خوشگوییهای بازیگوشانه آنها نشاندهنده محبت خواهر و برادری یکدیگر بود.
he treated his colleague with a sibling-like warmth and understanding.
او با گرمی و درک خواهر و برادری با همکارش رفتار میکرد.
the two actresses shared a sibling-like relationship on set.
دو بازیگر رابطه خواهر و برادری مانند را در صحنه با یکدیگر داشتند.
growing up together fostered a strong sibling-like connection between them.
با بزرگ شدن در کنار یکدیگر، پیوند قوی خواهر و برادری بین آنها شکل گرفت.
their arguments often ended with a sibling-like hug and apology.
بحثهای آنها اغلب با بغل کردن و عذرخواهی خواهر و برادری به پایان میرسید.
she confided in her friend, feeling a sibling-like trust in her.
او به دوستش اعتماد کرد و احساس اعتماد خواهر و برادری به او داشت.
the two dancers moved with a sibling-like synchronicity on stage.
دو رقصنده با هماهنگی خواهر و برادری مانند روی صحنه حرکت میکردند.
he teased her with a sibling-like familiarity, knowing he could get away with it.
او با صمیمیت خواهر و برادری او را دست میانداخت، میدانست که میتواند از این کار در امان بماند.
they bickered like siblings, but their loyalty was undeniable.
آنها مانند خواهر و برادری با هم بحث میکردند، اما وفاداری آنها انکارناپذیر بود.
sibling-like bond
پیوند صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like relationship
رابطه صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like comfort
راحتی صمیمانه مانند خواهر و برادر
felt sibling-like
احساس صمیمانه مانند خواهر و برادر
displaying sibling-like
نشان دادن صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like support
حمایت صمیمانه مانند خواهر و برادر
a sibling-like ease
آسودگی صمیمانه مانند خواهر و برادر
sibling-like trust
اعتماد صمیمانه مانند خواهر و برادر
with sibling-like warmth
با گرمای صمیمانه مانند خواهر و برادر
inherently sibling-like
ذاتا صمیمانه مانند خواهر و برادر
they share a sibling-like bond, always supporting each other's dreams.
آنها پیوندی شبیه به پیوند خواهر و برادری دارند، همیشه از رویاهای یکدیگر حمایت میکنند.
despite their differences, they have a sibling-like camaraderie.
با وجود تفاوتهایشان، صمیمیت خواهر و برادری مانند با یکدیگر دارند.
their playful banter revealed a sibling-like affection for one another.
خوشگوییهای بازیگوشانه آنها نشاندهنده محبت خواهر و برادری یکدیگر بود.
he treated his colleague with a sibling-like warmth and understanding.
او با گرمی و درک خواهر و برادری با همکارش رفتار میکرد.
the two actresses shared a sibling-like relationship on set.
دو بازیگر رابطه خواهر و برادری مانند را در صحنه با یکدیگر داشتند.
growing up together fostered a strong sibling-like connection between them.
با بزرگ شدن در کنار یکدیگر، پیوند قوی خواهر و برادری بین آنها شکل گرفت.
their arguments often ended with a sibling-like hug and apology.
بحثهای آنها اغلب با بغل کردن و عذرخواهی خواهر و برادری به پایان میرسید.
she confided in her friend, feeling a sibling-like trust in her.
او به دوستش اعتماد کرد و احساس اعتماد خواهر و برادری به او داشت.
the two dancers moved with a sibling-like synchronicity on stage.
دو رقصنده با هماهنگی خواهر و برادری مانند روی صحنه حرکت میکردند.
he teased her with a sibling-like familiarity, knowing he could get away with it.
او با صمیمیت خواهر و برادری او را دست میانداخت، میدانست که میتواند از این کار در امان بماند.
they bickered like siblings, but their loyalty was undeniable.
آنها مانند خواهر و برادری با هم بحث میکردند، اما وفاداری آنها انکارناپذیر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید