sibling-like

[ایالات متحده]/[ˈsɪblɪŋ laɪk]/
[بریتانیا]/[ˈsɪblɪŋ laɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا دارای ویژگی خواهر و برادر؛ داشتن رابطه‌ای شبیه به خواهر و برادر؛ دوستانه و آشنا، مانند خواهر و برادر.

عبارات و ترکیب‌ها

sibling-like bond

پیوند صمیمانه مانند خواهر و برادر

sibling-like relationship

رابطه صمیمانه مانند خواهر و برادر

sibling-like comfort

راحتی صمیمانه مانند خواهر و برادر

felt sibling-like

احساس صمیمانه مانند خواهر و برادر

displaying sibling-like

نشان دادن صمیمانه مانند خواهر و برادر

sibling-like support

حمایت صمیمانه مانند خواهر و برادر

a sibling-like ease

آسودگی صمیمانه مانند خواهر و برادر

sibling-like trust

اعتماد صمیمانه مانند خواهر و برادر

with sibling-like warmth

با گرمای صمیمانه مانند خواهر و برادر

inherently sibling-like

ذاتا صمیمانه مانند خواهر و برادر

جملات نمونه

they share a sibling-like bond, always supporting each other's dreams.

آنها پیوندی شبیه به پیوند خواهر و برادری دارند، همیشه از رویاهای یکدیگر حمایت می‌کنند.

despite their differences, they have a sibling-like camaraderie.

با وجود تفاوت‌هایشان، صمیمیت خواهر و برادری مانند با یکدیگر دارند.

their playful banter revealed a sibling-like affection for one another.

خوش‌گویی‌های بازیگوشانه آن‌ها نشان‌دهنده محبت خواهر و برادری یکدیگر بود.

he treated his colleague with a sibling-like warmth and understanding.

او با گرمی و درک خواهر و برادری با همکارش رفتار می‌کرد.

the two actresses shared a sibling-like relationship on set.

دو بازیگر رابطه خواهر و برادری مانند را در صحنه با یکدیگر داشتند.

growing up together fostered a strong sibling-like connection between them.

با بزرگ شدن در کنار یکدیگر، پیوند قوی خواهر و برادری بین آن‌ها شکل گرفت.

their arguments often ended with a sibling-like hug and apology.

بحث‌های آن‌ها اغلب با بغل کردن و عذرخواهی خواهر و برادری به پایان می‌رسید.

she confided in her friend, feeling a sibling-like trust in her.

او به دوستش اعتماد کرد و احساس اعتماد خواهر و برادری به او داشت.

the two dancers moved with a sibling-like synchronicity on stage.

دو رقصنده با هماهنگی خواهر و برادری مانند روی صحنه حرکت می‌کردند.

he teased her with a sibling-like familiarity, knowing he could get away with it.

او با صمیمیت خواهر و برادری او را دست می‌انداخت، می‌دانست که می‌تواند از این کار در امان بماند.

they bickered like siblings, but their loyalty was undeniable.

آن‌ها مانند خواهر و برادری با هم بحث می‌کردند، اما وفاداری آن‌ها انکارناپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید