sitars

[ایالات متحده]/sɪˈtɑːz/
[بریتانیا]/sɪˈtɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سیتار، نوعی ساز بزرگ زهی از هند

عبارات و ترکیب‌ها

play sitars

اجرای سی تار

learn sitars

یادگیری سی تار

buy sitars

خریدن سی تار

tune sitars

تنظیم سی تار

sell sitars

فروش سی تار

repair sitars

تعمیر سی تار

collect sitars

جمع آوری سی تار

music sitars

موسیقی سی تار

buying sitars

خریدن سی تار

playing sitars

اجرای سی تار

جملات نمونه

she loves to play sitars during her free time.

او عاشق نواختن सितारها در اوقات فراغت خود است.

he learned to play sitars from a famous musician.

او सितार نوازی را از یک نوازنده مشهور یاد گرفت.

many traditional songs feature the sound of sitars.

بسیاری از آهنگ های سنتی دارای صدای सितارها هستند.

she bought a beautiful sitar from the local market.

او یک सितار زیبا از بازار محلی خرید.

playing sitars requires a lot of practice and dedication.

نواختن सितارها نیاز به تمرین و تعهد زیادی دارد.

he enjoys composing music with his sitars.

او از ساختن موسیقی با सितار خود لذت می برد.

they organized a concert featuring sitars and traditional dance.

آنها یک کنسرت با حضور सितارها و رقص سنتی برگزار کردند.

she often listens to recordings of sitars for inspiration.

او اغلب برای الهام، به ضبط های सितار گوش می دهد.

the sitars added a unique flavor to the music.

صدای सितارها طعم منحصر به فردی به موسیقی بخشید.

he is fascinated by the intricate designs on sitars.

او مجذوب طرح های پیچیده روی सितارها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید