sear the steak
سر کردن استیک
sear the wound
سوختن زخم
sear the surface
سر کردن سطح
sear the meat
سر کردن گوشت
sear the edges
سر کردن لبهها
the searing heat of the sun.
گرماي سوزاننده خورشيد
a searing indictment of the government's performance.
یک انتقاد تند از عملکرد دولت.
A cold wind sears the leaves.
باد سرد برگها را میسوزاند.
Her skirt was seared by the hot iron.
دامن او توسط اتوی داغ سوخته بود.
a sharp pang of disappointment seared her.
یک درد شدید ناامیدی او را سوزاند.
I saw some slacks I like in the Sears catalogue.
من شلواری را که دوست داشتم در کاتالوگ Sears دیدم.
when the missile struck, the car disintegrated in a sheet of searing flame.
زمانی که موشك اصابت کرد، خودرو در دریایی از شعله های سوزان متلاشی شد.
the water got so hot that it seared our lips.
آب آنقدر داغ شد که لبهای ما را سوزاند.
a crushing pain seared through his chest.
دردی طاقت فرسا از میان قفسه سینه اش گذشت.
His soul has been seared by injustice.
روح او توسط بیعدالتی سوزانده شده است.
journalists had seared him for flaming out in the second round of the Olympics.
روزنامهنگاران او را به خاطر شکست در دور دوم المپیک مورد انتقاد قرار دادند.
The dinner started with club remmendation of Asian pan seared scollop with vegetables.
شام با پیشنهاد باشگاه شروع شد: صدف آسیایی سرخ شده در تابه با سبزیجات.
Sear the lamb over high heat before lowering the flame and adding liquid. To
بره را روی حرارت زیاد سرخ کنید قبل از اینکه شعله را کم کنید و مایع اضافه کنید. به
Seared pork belly (no skin).Cheese.Chipotle/onion marmalade.
ماهی پخته شده شکم گراز (بدون پوست).پنیر. مارمالاد چیپوتله/پیاز.
3.The source and functioning as well as the separation, purification, identification and the effect of host sear-ching kairomone were studied.
مطالعهای در مورد منبع و عملکرد و همچنین جداسازی، خالصسازی، شناسایی و تأثیر کایرومون جستجوی میزبان انجام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید