skiagraphs

[ایالات متحده]/ˈskaɪəɡrɑːfs/
[بریتانیا]/ˈskaɪəɡræfs/

ترجمه

n. عکاسی اشعه ایکس
v. عکاسی اشعه ایکس گرفتن از

عبارات و ترکیب‌ها

skiagraphs analysis

تجزیه و تحلیل اسکی‌اigraf

skiagraphs interpretation

تفسیر اسکی‌اigraf

skiagraphs review

بررسی اسکی‌اigraf

skiagraphs report

گزارش اسکی‌اigraf

skiagraphs examination

بررسی اسکی‌اigraf

skiagraphs findings

یافته‌های اسکی‌اigraf

skiagraphs documentation

مستندات اسکی‌اigraf

skiagraphs assessment

ارزیابی اسکی‌اigraf

skiagraphs technique

تکنیک اسکی‌اigraf

skiagraphs study

مطالعه اسکی‌اigraf

جملات نمونه

skiagraphs are essential for understanding the structure of bones.

اسکی‌گراف‌ها برای درک ساختار استخوان‌ها ضروری هستند.

doctors often use skiagraphs to diagnose fractures.

پزشکان اغلب از اسکی‌گراف‌ها برای تشخیص شکستگی‌ها استفاده می‌کنند.

the skiagraphs revealed a hidden tumor.

اسکی‌گراف‌ها یک تومور پنهان را نشان دادند.

in radiology, skiagraphs play a crucial role.

در رادیولوژی، اسکی‌گراف‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند.

she studied the skiagraphs carefully before the surgery.

او قبل از جراحی اسکی‌گراف‌ها را با دقت مطالعه کرد.

skiagraphs can help in planning treatment for patients.

اسکی‌گراف‌ها می‌توانند در برنامه‌ریزی درمان برای بیماران کمک کنند.

the skiagraphs showed significant improvement after treatment.

اسکی‌گراف‌ها نشان دادند که پس از درمان بهبود قابل توجهی حاصل شده است.

he learned to interpret skiagraphs in medical school.

او در مدرسه پزشکی یاد گرفت که چگونه اسکی‌گراف‌ها را تفسیر کند.

understanding skiagraphs is important for radiologists.

درک اسکی‌گراف‌ها برای رادیولوژیست‌ها مهم است.

skiagraphs are often used in orthopedic assessments.

اسکی‌گراف‌ها اغلب در ارزیابی‌های ارتوپدی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید