skiier

[ایالات متحده]/ˈskiːər/
[بریتانیا]/ˈskiːər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد که اسکی می‌زند.
Word Forms
جمعskiiers

عبارات و ترکیب‌ها

expert skiier

اسکی باز حرفه ای

skiier safety

امنیت اسکی باز

skiier equipment

تجهیزات اسکی باز

skiier falls

سقوط اسکی باز

beginner skiier

اسکی باز مبتدی

skiier injuries

آسیب‌های اسکی باز

skiier rescue

ن营افات اسکی باز

skiiers only

فقط اسکی بازان

skiier tracks

پیگیری اسکی باز

skiier accident

حوادث اسکی باز

جملات نمونه

the expert skiier navigated the difficult slope with ease.

سکیاگر متخصص به راحتی از پیچیدگی جاده سخت عبور کرد.

a skilled skiier can handle any terrain.

یک سکیاگر ماهر می تواند هر زمین را مدیریت کند.

the beginner skiier needed lessons before hitting the slopes.

سکیاگر مبتدی قبل از اینکه به سکی رفته باشد، نیاز به درس داشت.

she became a professional skiier after years of training.

او پس از چند سال تمرین به یک سکیاگر حرفه ای تبدیل شد.

many recreational skiiers enjoy the weekend crowds at the resort.

بسیاری از سکیاگران تفریحی لذت بردند از جمعیت هفته ای در رزورت.

the competitive skiier trained rigorously for the championship.

سکیاگر رقابتی برای جام با تمرینات سخت آماده شد.

an experienced skiier knows how to read the mountain conditions.

یک سکیاگر با تجربه می داند چگونه شرایط کوه را بخواند.

the olympic skiier represented her country in the winter games.

سکیاگر المپیکی کشورش را در بازی های زمستانی نمایندگی کرد.

the talented skiier showed great potential from a young age.

سکیاگر موهوب از جوانی پتانسیل بزرگی نشان داد.

the accomplished skiier has won multiple awards.

سکیاگر موفق دارای چندین جایزه است.

the avid skiier never misses a season.

سکیاگر علاقه مند هر فصلی را از دست نمی دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید