skillies

[ایالات متحده]/ˈskɪliz/
[بریتانیا]/ˈskɪliz/

ترجمه

n. سوپ غلیظ یا فرنی
adj. ماهر یا متخصص

عبارات و ترکیب‌ها

skillies training

آموزش اسکیلز

skillies development

توسعه اسکیلز

skillies assessment

ارزیابی اسکیلز

skillies enhancement

بهبود اسکیلز

skillies workshop

کارگاه اسکیلز

skillies training program

برنامه آموزشی اسکیلز

skillies certification

گواهینامه اسکیلز

skillies evaluation

ارزیابی اسکیلز

skillies improvement

بهبود اسکیلز

skillies mastery

تسلط بر اسکیلز

جملات نمونه

she has developed her skillies in graphic design.

او مهارت‌های خود را در طراحی گرافیک توسعه داده است.

he showcased his skillies during the competition.

او مهارت‌های خود را در طول مسابقه به نمایش گذاشت.

they are known for their skillies in cooking.

آنها به خاطر مهارت‌های آشپزی خود شناخته می‌شوند.

her skillies in negotiation helped seal the deal.

مهارت‌های مذاکره او به بستن معامله کمک کرد.

he is constantly improving his skillies in programming.

او به طور مداوم مهارت‌های برنامه‌نویسی خود را بهبود می‌بخشد.

they offer workshops to enhance your skillies.

آنها کارگاه‌هایی برای ارتقای مهارت‌های شما ارائه می‌دهند.

skillies in teamwork are essential for success.

مهارت‌های کار گروهی برای موفقیت ضروری هستند.

her skillies in public speaking are impressive.

مهارت‌های او در سخنرانی در جمع قابل تحسین است.

he has a diverse range of skillies in sports.

او طیف گسترده‌ای از مهارت‌ها در ورزش دارد.

developing your skillies takes time and practice.

توسعه مهارت‌های شما زمان و تمرین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید