skinflints

[ایالات متحده]/ˈskɪnflɪnts/
[بریتانیا]/ˈskɪnflɪnts/

ترجمه

n.افرادی که بسیار ناپسند دارند که پول خرج کنند

عبارات و ترکیب‌ها

skinflints unite

skinflints متحد شوند

skinflints beware

skinflints مراقب باشند

skinflints save

skinflints ذخیره کنند

skinflints thrive

skinflints شکوفا شوند

skinflints gather

skinflints گرد هم آیند

skinflints complain

skinflints شکایت کنند

skinflints talk

skinflints صحبت کنند

skinflints exist

skinflints وجود دارند

skinflints spend

skinflints هزینه کنند

skinflints invest

skinflints سرمایه گذاری کنند

جملات نمونه

skinflints often miss out on great opportunities.

اقتصاددانان اغلب فرصت‌های عالی را از دست می‌دهند.

it's hard to deal with skinflints in business.

همکاری با افراد خسیس در کسب‌وکار دشوار است.

skinflints never want to pay for quality.

افراد خسیس هرگز نمی‌خواهند برای کیفیت پول پرداخت کنند.

some skinflints will haggle over every penny.

برخی از افراد خسیس بر سر هر سنت چانه می‌زنند.

he was labeled a skinflint for refusing to tip.

او به دلیل امتناع از دادن انعام، به عنوان یک فرد خسیس شناخته شد.

skinflints often have trouble making friends.

افراد خسیس اغلب در دوست شدن مشکل دارند.

people dislike skinflints for their penny-pinching ways.

افراد از افراد خسیس به دلیل روش‌های صرفه‌جویانه خود بدشان می‌آید.

skinflints can ruin a fun outing with their frugality.

افراد خسیس می‌توانند با صرفه‌جویی خود یک تفریح ​​جذاب را خراب کنند.

even skinflints need to enjoy life occasionally.

حتی افراد خسیس هم گاهی اوقات باید از زندگی لذت ببرند.

skinflints often regret their choices later in life.

افراد خسیس اغلب بعداً در زندگی از انتخاب‌های خود پشیمان می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید