bighearted

[ایالات متحده]/ˈbɪɡˌhɑːtɪd/
[بریتانیا]/ˈbɪɡˌhɑːr.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یا نشان دادن مقدار زیادی مهربانی، سخاوت و همدلی.

عبارات و ترکیب‌ها

bighearted person

یک شخص سخاوتمند

a bighearted gesture

یک حرکت سخاوتمندانه

bighearted generosity

جاه‌طلبی سخاوتمندانه

جملات نمونه

she is known for her bighearted nature.

او به خاطر طبیعت سخاوتمندش شناخته می‌شود.

his bighearted gesture helped many families in need.

حرکت سخاوتمندانه او به بسیاری از خانواده‌های نیازمند کمک کرد.

bighearted people often inspire others to give back.

افراد سخاوتمند اغلب دیگران را به بازپرداخت الهام بخشند.

the charity event was a success thanks to bighearted donors.

موفقیت رویداد خیریه به لطف اهداکنندگان سخاوتمند حاصل شد.

being bighearted can bring joy to both the giver and receiver.

سخاوتمند بودن می‌تواند شادی را هم برای اهداکننده و هم برای دریافت‌کننده به ارمغان بیاورد.

her bighearted contributions to the community are greatly appreciated.

مشارکت‌های سخاوتمندانه او در جامعه بسیار مورد قدردانی قرار می‌گیرد.

he has a bighearted approach to solving problems.

او رویکرد سخاوتمندانه‌ای برای حل مشکلات دارد.

bighearted individuals often volunteer their time to help others.

افراد سخاوتمند اغلب وقت خود را برای کمک به دیگران داوطلب می‌کنند.

her bighearted spirit shines through in everything she does.

روح سخاوتمندانه او در همه کارهایی که انجام می‌دهد، می‌درخشد.

we should all strive to be bighearted in our daily lives.

ما باید همه تلاش کنیم که در زندگی روزمره خود سخاوتمند باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید