skorpions

[ایالات متحده]/ˈskɔːpɪənz/
[بریتانیا]/ˈskɔːrpiənz/

ترجمه

n. یک اسکorpion سمی که دمی گوه دارد و با یک چرخه نوک تیز پایان می‌یابد (جمع skorpion)؛ Scorpio، نماد اولین علامت زودیاک، که با اسکorpion نمایش داده می‌شود.

جملات نمونه

the skorpions were hiding under rocks in the desert.

سکورپیون‌ها زیر سنگ‌های صحرا پنهان بودند.

skorpions are nocturnal predators.

سکورپیون‌ها شکارچه‌های شبی هستند.

many skorpions live in tropical regions.

بیشتر سکورپیون‌ها در مناطق گرمسیری زندگی می‌کنند.

skorpions have venomous stingers.

سکورپیون‌ها دارای خارهای سمی هستند.

baby skorpions ride on their mother's back.

سکورپیون‌های جوان روی پشت مادرشان سوار می‌شوند.

skorpions glow under ultraviolet light.

سکورپیون‌ها زیر نور فرابنفش نورانی می‌شوند.

some skorpions can live for 20 years.

برخی از سکورپیون‌ها می‌توانند 20 سال زنده بمانند.

skorpions hunt insects and spiders.

سکورپیون‌ها حشرات و پارچه‌پای‌ها را شکار می‌کنند.

people in some countries eat skorpions as food.

در برخی کشورها مردم سکورپیون‌ها را به عنوان غذا می‌خورند.

skorpions shed their exoskeletons to grow.

سکورپیون‌ها پوست خارشان را برای رشد پویی می‌کنند.

the skorpions curled their tails when threatened.

وقتی تهدید شدند، سکورپیون‌ها دم‌هایشان را جمع کردند.

desert skorpions can survive without water for months.

سکورپیون‌های صحرا می‌توانند به مدت ماه‌ها بدون آب زنده بمانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید