skybound flight
پرواز آسمانی
skybound hopes
امیدهای آسمانی
skybound ambition
جاهطلبی آسمانی
becoming skybound
آسمانی شدن
skybound dreams
رویاهای آسمانی
skybound future
آینده آسمانی
skybound journey
سفر آسمانی
skybound spirit
روح آسمانی
skybound venture
ماجراجویی آسمانی
skybound path
مسیر آسمانی
the rocket was skybound, soaring into the atmosphere.
راکت به سوی آسمان در حال صعود بود و به داخل جو وارد میشد.
her ambitions were skybound, reaching for the stars.
اهداف او بلندپروازانه بودند و به سوی ستارگان میرسیدند.
the company's future seemed skybound with the new product launch.
آینده شرکت با عرضه محصول جدید امیدوارکننده به نظر میرسید.
a skybound dream filled his mind as he gazed at the clouds.
یک رویای بلندپروازانه ذهن او را پر کرد، در حالی که به ابرها نگاه میکرد.
the eagle was skybound, circling high above the canyon.
بالدانه به سوی آسمان در حال پرواز بود و در ارتفاع بالا بر فراز دره میچرخید.
their spirits were skybound after the successful performance.
روحیه آنها پس از اجرا موفقیتآمیز بلند و پرانگیزه بود.
the balloon drifted skybound, carried by the wind.
بادکنک به سوی آسمان رها شد و با باد به حرکت درآمد.
he felt skybound after receiving the good news.
پس از دریافت خبر خوب، احساس بلندپروازی کرد.
the project's success was skybound, exceeding all expectations.
موفقیت پروژه چشمگیر بود و از همه انتظارات فراتر رفت.
the artist's vision was skybound, exploring new dimensions.
چشمانداز هنرمند بلندپروازانه بود و ابعاد جدیدی را کشف میکرد.
the drone ascended skybound, capturing stunning aerial views.
پهپاد به سمت آسمان صعود کرد و تصاویر هوایی خیرهکننده را ثبت کرد.
skybound flight
پرواز آسمانی
skybound hopes
امیدهای آسمانی
skybound ambition
جاهطلبی آسمانی
becoming skybound
آسمانی شدن
skybound dreams
رویاهای آسمانی
skybound future
آینده آسمانی
skybound journey
سفر آسمانی
skybound spirit
روح آسمانی
skybound venture
ماجراجویی آسمانی
skybound path
مسیر آسمانی
the rocket was skybound, soaring into the atmosphere.
راکت به سوی آسمان در حال صعود بود و به داخل جو وارد میشد.
her ambitions were skybound, reaching for the stars.
اهداف او بلندپروازانه بودند و به سوی ستارگان میرسیدند.
the company's future seemed skybound with the new product launch.
آینده شرکت با عرضه محصول جدید امیدوارکننده به نظر میرسید.
a skybound dream filled his mind as he gazed at the clouds.
یک رویای بلندپروازانه ذهن او را پر کرد، در حالی که به ابرها نگاه میکرد.
the eagle was skybound, circling high above the canyon.
بالدانه به سوی آسمان در حال پرواز بود و در ارتفاع بالا بر فراز دره میچرخید.
their spirits were skybound after the successful performance.
روحیه آنها پس از اجرا موفقیتآمیز بلند و پرانگیزه بود.
the balloon drifted skybound, carried by the wind.
بادکنک به سوی آسمان رها شد و با باد به حرکت درآمد.
he felt skybound after receiving the good news.
پس از دریافت خبر خوب، احساس بلندپروازی کرد.
the project's success was skybound, exceeding all expectations.
موفقیت پروژه چشمگیر بود و از همه انتظارات فراتر رفت.
the artist's vision was skybound, exploring new dimensions.
چشمانداز هنرمند بلندپروازانه بود و ابعاد جدیدی را کشف میکرد.
the drone ascended skybound, capturing stunning aerial views.
پهپاد به سمت آسمان صعود کرد و تصاویر هوایی خیرهکننده را ثبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید