skylight

[ایالات متحده]/'skaɪlaɪt/
[بریتانیا]/'skaɪ'laɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پنجره در سقف یک ساختمان، که برای تهویه و نور طبیعی استفاده می‌شود.

جملات نمونه

The skylight in the bedroom allows natural light to brighten the room.

چراغ سقفی در اتاق خواب به نور طبیعی اجازه می‌دهد تا اتاق را روشن کند.

She loves to stargaze through the skylight at night.

او عاشق تماشای ستارگان از طریق چراغ سقفی در شب است.

The skylight above the staircase adds a touch of elegance to the house.

چراغ سقفی بالای پله‌ها ظرافت خاصی به خانه می‌بخشد.

He enjoys reading a book by the skylight on a rainy day.

او از خواندن کتاب کنار چراغ سقفی در یک روز بارانی لذت می‌برد.

The skylight provides ventilation and helps regulate the temperature in the attic.

چراغ سقفی تهویه را فراهم می‌کند و به تنظیم دمای زیر شیرآزما کمک می‌کند.

They installed a skylight in the kitchen to bring in more natural light.

آنها یک چراغ سقفی در آشپزخانه نصب کردند تا نور طبیعی بیشتری وارد شود.

The artist painted a beautiful mural around the skylight in the art studio.

هنرمند یک نقاشی دیواری زیبا در اطراف چراغ سقفی در استودیوی هنر کشید.

The skylight in the living room offers a view of the sky and clouds during the day.

چراغ سقفی در اتاق نشیمن چشم‌اندازی از آسمان و ابرها را در طول روز ارائه می‌دهد.

They had a romantic dinner under the stars shining through the skylight.

آنها یک شام رمانتیک زیر ستارگانی که از طریق چراغ سقفی می‌تابیدند، داشتند.

The skylight in the office provides a source of natural light for the employees.

چراغ سقفی در دفتر منبع نور طبیعی را برای کارمندان فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید