slabs

[ایالات متحده]/[slæbz]/
[بریتانیا]/[slæbz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه بزرگ، مسطح و ضخیم از سنگ، بتن یا ماده دیگر؛ یک لایه از چیزی، به ویژه یک لایه سنگ یا خاک
v. با سنگفرش پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

concrete slabs

اسلب‌های بتنی

laying slabs

چیدن اسلب‌ها

slabs installed

اسلب‌ها نصب شدند

stone slabs

اسلب‌های سنگی

replacing slabs

جایگزینی اسلب‌ها

slab flooring

کفپوش اسلبی

slabs cracked

اسلب‌ها ترک خورده‌اند

large slabs

اسلب‌های بزرگ

slabs poured

ریختن اسلب‌ها

slab edge

لبه اسلب

جملات نمونه

the concrete slabs were heavy and difficult to move.

صفحه‌های بتنی سنگین و جابجایی آن‌ها دشوار بود.

we laid new slabs of paving stone on the patio.

ما صفحات سنگفرش جدید را در پاسیو قرار دادیم.

the kitchen countertop was made of beautiful granite slabs.

سطح کانتر آشپزخانه از صفحات گرانیت زیبا ساخته شده بود.

they cut the large marble slab into smaller tiles.

آن‌ها صفحه بزرگ مرمر را به کاشی‌های کوچکتر تبدیل کردند.

the floor was covered in cracked concrete slabs.

کف با صفحات بتنی ترک خورده پوشیده شده بود.

we need to order several more slabs of limestone.

ما باید چند صفحه سنگ آهک دیگر سفارش دهیم.

the contractor installed new bathroom floor slabs.

کنسروکتور صفحات سنگ کف حمام جدید نصب کرد.

the old warehouse floor was made of wooden slabs.

کف قدیمی انبار از صفحات چوبی ساخته شده بود.

they stacked the slabs neatly against the wall.

آن‌ها صفحات را به طور مرتب در کنار دیوار انباشته کردند.

the walkway was constructed from interlocking concrete slabs.

راهرو از صفحات بتنی قفل‌دار ساخته شده بود.

we used thick slabs of slate for the fireplace surround.

ما از صفحات ضخیم اسلات برای قاب شومینه استفاده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید