slatternlinesses

[ایالات متحده]/['slætə:nlɪnɪsɪz]/
[بریتانیا]/['slætərnlɪnɪsɪz]/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت کثیف بودن

عبارات و ترکیب‌ها

slatternlinesses abound

آب و هوای بی‌قانونی فراوان است

expose slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را نشان دهید

embrace slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را در آغوش بگیرید

criticize slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را مورد انتقاد قرار دهید

overcome slatternlinesses

بر بی‌قانونی‌ها غلبه کنید

recognize slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را تشخیص دهید

avoid slatternlinesses

از بی‌قانونی‌ها اجتناب کنید

condemn slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را محکوم کنید

examine slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را بررسی کنید

define slatternlinesses

بی‌قانونی‌ها را تعریف کنید

جملات نمونه

her slatternlinesses were evident in the untidy room.

بی‌نظمی‌های او در اتاق نامرتب آشکار بود.

he couldn't ignore her slatternlinesses any longer.

دیگر نمی‌توانست بی‌نظمی‌های او را نادیده بگیرد.

the slatternlinesses of the kitchen made cooking difficult.

بی‌نظمی‌های آشپزخانه آشپزی را دشوار می‌کرد.

despite her slatternlinesses, she had a kind heart.

با وجود بی‌نظمی‌هایش، او قلبی مهربان داشت.

his slatternlinesses often embarrassed his friends.

بی‌نظمی‌های او اغلب دوستانش را شرمنده می‌کرد.

they decided to address their slatternlinesses as a team.

آنها تصمیم گرفتند بی‌نظمی‌های خود را به عنوان یک تیم حل کنند.

her slatternlinesses were a source of constant criticism.

بی‌نظمی‌های او منبع انتقاد دائمی بود.

he tried to hide his slatternlinesses with a new outfit.

او سعی کرد بی‌نظمی‌های خود را با یک لباس جدید پنهان کند.

the slatternlinesses in the office created a chaotic environment.

بی‌نظمی‌های دفتر محیطی آشفته ایجاد کرد.

over time, her slatternlinesses became a habit.

با گذشت زمان، بی‌نظمی‌های او به عادت تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید