sleaze

[ایالات متحده]/sliːz/
[بریتانیا]/sliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ① کثیفی، آلودگی، فقر؛ ویرانی ② شخص حقیر ③ حمله شخصی
Word Forms
جمعsleazes

جملات نمونه

political campaigns that are long on sleaze and short on substance.

کمپین‌های سیاسی که پر از رسوایی و کمبود محتوا هستند.

you're the last person who has to sleaze around bars.

شما آخرین کسی هستید که باید در بارها به دنبال رسوایی باشد.

The tabloid is full of sleaze and scandal.

روزنامه زرد پر از رسوایی و رسوایی است.

The movie depicted the sleaze of the city's underworld.

فیلم، رسوایی دنیای زیرزمینی شهر را به تصویر کشید.

The politician's sleaze was exposed by the media.

رسوایی سیاستمدار توسط رسانه ها افشا شد.

The sleaze of the industry was revealed in the documentary.

رسوایی صنعت در مستند فاش شد.

The sleaze of the corruption scandal shocked the nation.

رسوایی رسوایی فساد، کشور را شوکه کرد.

He was fired for his sleaze towards female colleagues.

او به دلیل رفتارهای زننده با همکاران زن اخراج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید