sledgehammered approach
رویکردِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered tactics
تاکتیکهای با استفاده از روش تیشه
sledgehammered strategy
استراتژیِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered method
روشِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered changes
تغییراتِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered rules
قوانینِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered decisions
تصمیماتِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered solutions
راه حلهای با استفاده از روش تیشه
sledgehammered plans
برنامههای با استفاده از روش تیشه
sledgehammered policies
سیاستهای با استفاده از روش تیشه
he sledgehammered the old door to break it down.
او با چکش آهنگری در وارد کردن ضربه به درب قدیمی برای شکستن آن.
they sledgehammered the concrete wall to create a new entrance.
آنها با چکش آهنگری دیوار بتنی را برای ایجاد یک ورودی جدید شکستند.
the workers sledgehammered the pavement to repair the pipes underneath.
کارگران با چکش آهنگری سنگفرش را برای تعمیر لولههای زیرین شکستند.
she sledgehammered her way through the obstacles in her career.
او با پشتکار و تلاش فراوان، موانع موجود در مسیر شغلی خود را از بین برد.
after the storm, they sledgehammered the debris to clear the area.
پس از طوفان، آنها با چکش آهنگری آوارها را برای پاکسازی منطقه از بین بردند.
the team sledgehammered the project deadline to ensure quality.
تیم ضربالاجل پروژه را با دقت و تمرکز دنبال کرد تا کیفیت حفظ شود.
he felt like he was sledgehammered by all the stress at work.
او احساس میکرد که تمام استرسهای کاری او را تحت فشار قرار دادهاند.
the critics sledgehammered the film for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she sledgehammered her way through the tough negotiations.
او با پشتکار و مهارت، مذاکرات دشوار را پشت سر گذاشت.
he sledgehammered the competition with his innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه خود، رقابت را شکست داد.
sledgehammered approach
رویکردِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered tactics
تاکتیکهای با استفاده از روش تیشه
sledgehammered strategy
استراتژیِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered method
روشِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered changes
تغییراتِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered rules
قوانینِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered decisions
تصمیماتِ با استفاده از روش تیشه
sledgehammered solutions
راه حلهای با استفاده از روش تیشه
sledgehammered plans
برنامههای با استفاده از روش تیشه
sledgehammered policies
سیاستهای با استفاده از روش تیشه
he sledgehammered the old door to break it down.
او با چکش آهنگری در وارد کردن ضربه به درب قدیمی برای شکستن آن.
they sledgehammered the concrete wall to create a new entrance.
آنها با چکش آهنگری دیوار بتنی را برای ایجاد یک ورودی جدید شکستند.
the workers sledgehammered the pavement to repair the pipes underneath.
کارگران با چکش آهنگری سنگفرش را برای تعمیر لولههای زیرین شکستند.
she sledgehammered her way through the obstacles in her career.
او با پشتکار و تلاش فراوان، موانع موجود در مسیر شغلی خود را از بین برد.
after the storm, they sledgehammered the debris to clear the area.
پس از طوفان، آنها با چکش آهنگری آوارها را برای پاکسازی منطقه از بین بردند.
the team sledgehammered the project deadline to ensure quality.
تیم ضربالاجل پروژه را با دقت و تمرکز دنبال کرد تا کیفیت حفظ شود.
he felt like he was sledgehammered by all the stress at work.
او احساس میکرد که تمام استرسهای کاری او را تحت فشار قرار دادهاند.
the critics sledgehammered the film for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she sledgehammered her way through the tough negotiations.
او با پشتکار و مهارت، مذاکرات دشوار را پشت سر گذاشت.
he sledgehammered the competition with his innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه خود، رقابت را شکست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید