feel sleepier
احساس خواب آلودگی
become sleepier
خواب آلودهتر شدن
get sleepier
خواب آلودهتر شدن
look sleepier
خواب آلودهتر به نظر رسیدن
act sleepier
خواب آلودهتر رفتار کردن
sound sleepier
خواب آلودهتر به نظر رسیدن
feel sleepier today
امروز احساس خواب آلودگی میکنم
become sleepier quickly
به سرعت خواب آلودهتر شدن
i felt sleepier after the long meeting.
من بعد از جلسه طولانی احساس خواب آلودگی بیشتری کردم.
the warm sun made me feel sleepier than usual.
تابش گرم خورشید باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری نسبت به همیشه داشته باشم.
after lunch, i always get sleepier.
بعد از ناهار، همیشه احساس خواب آلودگی بیشتری میکنم.
she became sleepier as the night went on.
با طولانی شدن شب، او خواب آلودهتر شد.
the soothing music made everyone feel sleepier.
موسیقی آرامشبخش باعث شد همه احساس خواب آلودگی کنند.
he couldn't help but feel sleepier during the lecture.
او نتوانست جلوی احساس خواب آلودگی خود را در طول سخنرانی بگیرد.
the cozy blanket made me feel sleepier on the couch.
پتوهای نرم و گرم باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری روی مبل داشته باشم.
reading a book before bed makes me sleepier.
خواندن کتاب قبل از خواب باعث میشود احساس خواب آلودگی بیشتری کنم.
on rainy days, i always feel sleepier.
در روزهای بارانی، همیشه احساس خواب آلودگی بیشتری میکنم.
the medication made him feel sleepier than expected.
دارو باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری نسبت به حد انتظار داشته باشد.
feel sleepier
احساس خواب آلودگی
become sleepier
خواب آلودهتر شدن
get sleepier
خواب آلودهتر شدن
look sleepier
خواب آلودهتر به نظر رسیدن
act sleepier
خواب آلودهتر رفتار کردن
sound sleepier
خواب آلودهتر به نظر رسیدن
feel sleepier today
امروز احساس خواب آلودگی میکنم
become sleepier quickly
به سرعت خواب آلودهتر شدن
i felt sleepier after the long meeting.
من بعد از جلسه طولانی احساس خواب آلودگی بیشتری کردم.
the warm sun made me feel sleepier than usual.
تابش گرم خورشید باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری نسبت به همیشه داشته باشم.
after lunch, i always get sleepier.
بعد از ناهار، همیشه احساس خواب آلودگی بیشتری میکنم.
she became sleepier as the night went on.
با طولانی شدن شب، او خواب آلودهتر شد.
the soothing music made everyone feel sleepier.
موسیقی آرامشبخش باعث شد همه احساس خواب آلودگی کنند.
he couldn't help but feel sleepier during the lecture.
او نتوانست جلوی احساس خواب آلودگی خود را در طول سخنرانی بگیرد.
the cozy blanket made me feel sleepier on the couch.
پتوهای نرم و گرم باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری روی مبل داشته باشم.
reading a book before bed makes me sleepier.
خواندن کتاب قبل از خواب باعث میشود احساس خواب آلودگی بیشتری کنم.
on rainy days, i always feel sleepier.
در روزهای بارانی، همیشه احساس خواب آلودگی بیشتری میکنم.
the medication made him feel sleepier than expected.
دارو باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری نسبت به حد انتظار داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید