sleepier

[ایالات متحده]/ˈsliːpiə/
[بریتانیا]/ˈsliːpiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر تمایل به خواب؛ خسته یا خواب‌آلود؛ آرام یا ساکت؛ متروک یا خالی

عبارات و ترکیب‌ها

feel sleepier

احساس خواب آلودگی

become sleepier

خواب آلوده‌تر شدن

get sleepier

خواب آلوده‌تر شدن

look sleepier

خواب آلوده‌تر به نظر رسیدن

act sleepier

خواب آلوده‌تر رفتار کردن

sound sleepier

خواب آلوده‌تر به نظر رسیدن

feel sleepier today

امروز احساس خواب آلودگی می‌کنم

become sleepier quickly

به سرعت خواب آلوده‌تر شدن

جملات نمونه

i felt sleepier after the long meeting.

من بعد از جلسه طولانی احساس خواب آلودگی بیشتری کردم.

the warm sun made me feel sleepier than usual.

تابش گرم خورشید باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری نسبت به همیشه داشته باشم.

after lunch, i always get sleepier.

بعد از ناهار، همیشه احساس خواب آلودگی بیشتری می‌کنم.

she became sleepier as the night went on.

با طولانی شدن شب، او خواب آلوده‌تر شد.

the soothing music made everyone feel sleepier.

موسیقی آرامش‌بخش باعث شد همه احساس خواب آلودگی کنند.

he couldn't help but feel sleepier during the lecture.

او نتوانست جلوی احساس خواب آلودگی خود را در طول سخنرانی بگیرد.

the cozy blanket made me feel sleepier on the couch.

پتوهای نرم و گرم باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری روی مبل داشته باشم.

reading a book before bed makes me sleepier.

خواندن کتاب قبل از خواب باعث می‌شود احساس خواب آلودگی بیشتری کنم.

on rainy days, i always feel sleepier.

در روزهای بارانی، همیشه احساس خواب آلودگی بیشتری می‌کنم.

the medication made him feel sleepier than expected.

دارو باعث شد احساس خواب آلودگی بیشتری نسبت به حد انتظار داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید