sleepwalked

[ایالات متحده]/ˈsliːpwɔːkt/
[بریتانیا]/ˈsliːpwɔkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خواب‌گردی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sleepwalked home

به‌صورت خواب‌گرد به خانه رفت

sleepwalked through

در حالی که خواب بود از میان عبور کرد

sleepwalked away

در حالی که خواب بود دور شد

sleepwalked outside

خواب‌گرد بیرون رفت

sleepwalked into

خواب‌گرد وارد شد

sleepwalked past

خواب‌گرد از کنار عبور کرد

sleepwalked around

خواب‌گرد در اطراف قدم زد

sleepwalked quietly

به‌صورت خواب‌گرد و بی‌صدا

sleepwalked aimlessly

به‌صورت خواب‌گرد و بی‌هدف

sleepwalked briefly

به‌صورت خواب‌گرد و به‌طور خلاصه

جملات نمونه

he sleepwalked through the dark house.

او در تاریکی شب به صورت خواب‌گردان از میان خانه عبور کرد.

she often sleepwalked as a child.

او اغلب در کودکی خواب‌گردان بود.

they found him sleepwalking in the garden.

آنها او را در حیاط خواب‌گردان پیدا کردند.

sleepwalking can be dangerous if not monitored.

خواب‌گردانی می‌تواند خطرناک باشد اگر مورد نظارت قرار نگیرد.

after a long day, he sleepwalked into the kitchen.

بعد از یک روز طولانی، او خواب‌گردان وارد آشپزخانه شد.

she sleepwalked right past her parents' room.

او خواب‌گردان درست کنار اتاق والدینش عبور کرد.

he didn't remember sleepwalking last night.

او شب گذشته خواب‌گردان بودن خود را به یاد نداشت.

the doctor advised her to keep a sleep diary due to her sleepwalking.

پزشک به دلیل خواب‌گردانی او توصیه کرد یک دفترچه خواب نگه دارد.

sleepwalking episodes can occur during deep sleep.

حملات خواب‌گردانی می‌توانند در خواب عمیق رخ دهند.

he sleepwalked into the living room and sat on the couch.

او خواب‌گردان وارد اتاق نشیمن شد و روی مبل نشست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید