sleepyhead

[ایالات متحده]/ˈsliːpiˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈsliːpiˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اغلب خواب‌آلود است یا تمایل به بیدار شدن ندارد؛ اصطلاح غیررسمی برای یک فرد خواب‌آلود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sleepyhead alert

هشدار خفته

sleepyhead time

زمان خفته

sleepyhead mode

حالت خفته

sleepyhead vibes

فضای خفته

sleepyhead dreams

خواب‌های خفته

sleepyhead face

چهره خفته

sleepyhead feelings

احساسات خفته

sleepyhead moments

لحظات خفته

sleepyhead routine

روتین خفته

sleepyhead energy

انرژی خفته

جملات نمونه

wake up, sleepyhead, it's time for breakfast!

بیدار شو، خواب‌آلود، وقت صبحانه است!

don't be a sleepyhead; we have a lot to do today.

خواب‌آلود نباش؛ امروز کارهای زیادی داریم.

my sleepyhead friend always struggles to get up early.

دوست خواب‌آلود من همیشه برای بیدار شدن زود مشکل دارد.

she called him a sleepyhead for missing the morning meeting.

او به خاطر غیبت در جلسه صبح او را خواب‌آلود صدا زد.

the sleepyhead finally rolled out of bed after noon.

خواب‌آلود بعد از ظهر بالاخره از رختخواب بیرون آمد.

he always teases his brother for being a sleepyhead on weekends.

او همیشه برادرش را به خاطر خواب‌آلود بودن آخر هفته مسخره می‌کند.

don't let that sleepyhead miss the fun at the party!

نذار اون خواب‌آلود تفریح رو در مهمانی از دست بده!

she is such a sleepyhead; she loves to nap in the afternoon.

او خیلی خواب‌آلود است؛ او عاشق چرت زدن بعد از ظهر است.

after a long week, even the biggest sleepyhead needs rest.

بعد از یک هفته طولانی، حتی بزرگترین خواب‌آلود هم به استراحت نیاز دارد.

the sleepyhead missed the bus again this morning.

خواب‌آلود دوباره اتوبوس را از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید