once their interest is aroused they follow the scent with sleuth-like pertinacity.
وقتی کنجکاوی آنها برانگیخته شود، آنها با دقت و پشتکار شبیه به یک کارآگاه، عطر را دنبال میکنند.
scientists began their genetic sleuthing for honey mushrooms four years ago.
دانشمندان چهار سال پیش، جستجوی ژنتیکی خود را برای قارچهای عسل آغاز کردند.
The sleuth uncovered the truth behind the mysterious disappearance.
کارآگاه حقیقت پشت سر ناپدید شدن مرموزانه را کشف کرد.
She hired a sleuth to investigate her husband's suspicious activities.
او یک کارآگاه استخدام کرد تا فعالیتهای مشکوک همسرش را بررسی کند.
The famous sleuth solved another challenging case.
کارآگاه مشهور یک پرونده چالش برانگیز دیگر را حل کرد.
The sleuth carefully examined the crime scene for clues.
کارآگاه صحنه جرم را با دقت برای یافتن سرنخها بررسی کرد.
He relied on the sleuth's expertise to crack the code.
او برای رمزگشایی از کد به تخصص کارآگاه اعتماد کرد.
The young sleuth was determined to solve the mystery on her own.
کارآگاه جوان مصمم بود که معمای را به تنهایی حل کند.
The sleuth followed the suspect discreetly through the crowded streets.
کارآگاه به طور مخفیانه مظنون را در خیابانهای شلوغ دنبال کرد.
She felt a rush of excitement as she watched the sleuth unravel the case.
وقتی کارآگاه پرونده را باز کرد، او احساس هیجان کرد.
The sleuth's keen observation skills helped him notice the smallest details.
مهارتهای مشاهده دقیق کارآگاه به او کمک کرد تا کوچکترین جزئیات را متوجه شود.
The sleuth's reputation for solving difficult cases spread far and wide.
شهرت کارآگاه در حل پروندههای دشوار به طور گسترده پخش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید