slimnesses

[ایالات متحده]/ˈslɪmnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈslɪmˌnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت لاغر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

slimnesses observed

مشاهدات مربوط به لاغری

slimnesses appreciated

قدردانی از لاغری

slimnesses highlighted

تاکید بر لاغری

slimnesses celebrated

جشن گرفتن لاغری

slimnesses defined

تعریف لاغری

slimnesses emphasized

تاکید بر لاغری

slimnesses measured

اندازه گیری لاغری

slimnesses valued

ارزش قائل شدن برای لاغری

slimnesses compared

مقایسه لاغری

slimnesses explored

بررسی لاغری

جملات نمونه

her slimnesses gave her a unique advantage in the modeling industry.

ظرافت او به او یک مزیت منحصر به فرد در صنعت مدلینگ داد.

many people admire the slimnesses of athletes.

بسیاری از مردم به ظرافت ورزشکاران احترام می گذارند.

fashion trends often emphasize the slimnesses of clothing designs.

ترندهای مد اغلب بر ظرافت طرح های لباس تاکید می کنند.

she attributed her slimnesses to a healthy diet and regular exercise.

او رژیم غذایی سالم و ورزش منظم را دلیل ظرافت خود دانست.

the slimnesses of the new smartphone make it very portable.

ظرافت گوشی هوشمند جدید آن را بسیار قابل حمل می کند.

his slimnesses were the result of years of dedication to fitness.

ظرافت او نتیجه سال ها تعهد به تناسب اندام بود.

in art, the slimnesses of the figures often convey elegance.

در هنر، ظرافت شخصیت ها اغلب ظرافت را منتقل می کند.

people often seek products that enhance their slimnesses.

مردم اغلب به دنبال محصولاتی هستند که ظرافت آنها را افزایش دهد.

her slimnesses were often the topic of conversation among her friends.

ظرافت او اغلب موضوع گفتگو بین دوستانش بود.

fashion shows frequently showcase the slimnesses of their models.

نمایش های مد به طور مکرر ظرافت مدل های خود را به نمایش می گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید