slingshot

[ایالات متحده]/ˈslɪŋʃɒt/
[بریتانیا]/ˈslɪŋʃɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای پرتاب پروژه‌ها، که معمولاً شامل یک فریم Y شکل و یک نوار الاستیک است

عبارات و ترکیب‌ها

slingshot effect

اثر تیرکشی

slingshot strategy

استراتژی تیرکشی

slingshot launch

پرتاب تیرکشی

slingshot toy

اسباب‌بازی تیرکشی

slingshot game

بازی تیرکشی

slingshot design

طراحی تیرکشی

slingshot model

مدل تیرکشی

slingshot action

عملکرد تیرکشی

slingshot mechanics

مکانیک تیرکشی

slingshot challenge

چالش تیرکشی

جملات نمونه

the child used a slingshot to shoot pebbles at the target.

کودک از یک تیرکمان برای پرتاب سنگریزه به سمت هدف استفاده کرد.

he made a slingshot out of rubber bands and a wooden stick.

او یک تیرکمان از کش و چوب درست کرد.

slingshots can be fun toys for outdoor activities.

تیرکمان‌ها می‌توانند اسباب‌بازی‌های سرگرم‌کننده‌ای برای فعالیت‌های فضای باز باشند.

the slingshot was a popular weapon in ancient times.

تیرکمان در زمان‌های قدیم یک سلاح محبوب بود.

he aimed carefully before launching the stone with his slingshot.

او قبل از پرتاب سنگ با تیرکمانش با دقت هدف گرفت.

using a slingshot requires good hand-eye coordination.

استفاده از تیرکمان به هماهنگی خوب چشم و دست نیاز دارد.

the kids had a slingshot contest in the park.

کودکان یک مسابقه تیرکمان در پارک برگزار کردند.

he felt like a kid again when he picked up the slingshot.

وقتی تیرکمان را برداشت، دوباره احساس کرد که کودک است.

slingshots are often used for hunting small game.

تیرکمان‌ها اغلب برای شکار بازی‌های کوچک استفاده می‌شوند.

she decorated her slingshot with colorful paint.

او تیرکمان خود را با رنگ‌های شاد تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید