sloper

[ایالات متحده]/ˈsləʊpə/
[بریتانیا]/ˈsloʊpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح شیب‌دار نقطه; دستگاه شیب‌زن بیل; اتصال با قطر کاهش‌یافته; الگوی اندازه لباس
Word Forms
جمعslopers

عبارات و ترکیب‌ها

sloper design

طراحی سِلُپر

sloper pattern

الگوی سِلُپر

sloper fitting

تطبیق سِلُپر

sloper adjustments

تنظیمات سِلُپر

sloper block

بلوک سِلُپر

sloper technique

تکنیک سِلُپر

sloper drafting

طراحی سِلُپر

sloper measurements

اندازه گیری های سِلُپر

sloper example

نمونه سِلُپر

جملات نمونه

he designed a sloper for the new jacket pattern.

او یک الگوی شیب‌دار برای الگوی ژاکت جدید طراحی کرد.

the sloper needs to fit well before making the final garment.

قبل از دوخت لباس نهایی، الگوی شیب‌دار باید خوب جا بیفتد.

she adjusted the sloper to accommodate larger sizes.

او الگوی شیب‌دار را برای جا دادن اندازه‌های بزرگتر تنظیم کرد.

creating a sloper is the first step in fashion design.

ایجاد یک الگوی شیب‌دار اولین قدم در طراحی مد است.

he used a sloper to ensure accuracy in his patterns.

او از یک الگوی شیب‌دار برای اطمینان از دقت الگوهای خود استفاده کرد.

the tailor recommended using a sloper for better fitting.

خیاط استفاده از یک الگوی شیب‌دار برای بهتر شدن اندازه لباس را توصیه کرد.

she learned how to create a sloper in her sewing class.

او یاد گرفت که چگونه یک الگوی شیب‌دار در کلاس خیاطی خود ایجاد کند.

after several adjustments, the sloper was finally perfect.

پس از چند تنظیم، الگوی شیب‌دار سرانجام عالی شد.

understanding the sloper is essential for any designer.

درک الگوی شیب‌دار برای هر طراحی ضروری است.

he often refers to his sloper when drafting new designs.

او اغلب هنگام طراحی الگوهای جدید به الگوی شیب‌دار خود مراجعه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید