excessive sloppinesses
اخطارهای بیش از حد
notable sloppinesses
اخطارهای قابل توجه
common sloppinesses
اخطارهای رایج
serious sloppinesses
اخطارهای جدی
various sloppinesses
اخطارهای مختلف
minor sloppinesses
اخطارهای جزئی
frequent sloppinesses
اخطارهای مکرر
unacceptable sloppinesses
اخطارهای غیرقابل قبول
careless sloppinesses
اخطارهای بی احتیاط
repeated sloppinesses
اخطارهای تکراری
his sloppinesses in work led to many mistakes.
بیدقتیهای او در کار منجر به اشتباهات زیادی شد.
we cannot afford sloppinesses in our project.
ما نمیتوانیم بیدقتی را در پروژه خود متحمل شویم.
her sloppinesses during the presentation were noticeable.
بیدقتیهای او در طول ارائه قابل توجه بود.
sloppinesses in planning can ruin a good event.
بیدقتی در برنامهریزی میتواند یک رویداد خوب را خراب کند.
he was criticized for his sloppinesses in maintaining records.
او به خاطر بیدقتیهایش در نگهداری سوابق مورد انتقاد قرار گرفت.
sloppinesses in communication can lead to misunderstandings.
بیدقتی در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
the report was filled with sloppinesses that needed correction.
گزارش پر از بیدقتیهایی بود که نیاز به اصلاح داشت.
addressing sloppinesses in your work is essential for success.
رسیدگی به بیدقتیها در کار برای موفقیت ضروری است.
her sloppinesses in the kitchen often resulted in burnt meals.
بیدقتیهای او در آشپزخانه اغلب منجر به پخت غذای سوخته میشد.
we need to eliminate sloppinesses to improve our efficiency.
ما باید بیدقتیها را از بین ببریم تا کارایی خود را بهبود بخشیم.
excessive sloppinesses
اخطارهای بیش از حد
notable sloppinesses
اخطارهای قابل توجه
common sloppinesses
اخطارهای رایج
serious sloppinesses
اخطارهای جدی
various sloppinesses
اخطارهای مختلف
minor sloppinesses
اخطارهای جزئی
frequent sloppinesses
اخطارهای مکرر
unacceptable sloppinesses
اخطارهای غیرقابل قبول
careless sloppinesses
اخطارهای بی احتیاط
repeated sloppinesses
اخطارهای تکراری
his sloppinesses in work led to many mistakes.
بیدقتیهای او در کار منجر به اشتباهات زیادی شد.
we cannot afford sloppinesses in our project.
ما نمیتوانیم بیدقتی را در پروژه خود متحمل شویم.
her sloppinesses during the presentation were noticeable.
بیدقتیهای او در طول ارائه قابل توجه بود.
sloppinesses in planning can ruin a good event.
بیدقتی در برنامهریزی میتواند یک رویداد خوب را خراب کند.
he was criticized for his sloppinesses in maintaining records.
او به خاطر بیدقتیهایش در نگهداری سوابق مورد انتقاد قرار گرفت.
sloppinesses in communication can lead to misunderstandings.
بیدقتی در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
the report was filled with sloppinesses that needed correction.
گزارش پر از بیدقتیهایی بود که نیاز به اصلاح داشت.
addressing sloppinesses in your work is essential for success.
رسیدگی به بیدقتیها در کار برای موفقیت ضروری است.
her sloppinesses in the kitchen often resulted in burnt meals.
بیدقتیهای او در آشپزخانه اغلب منجر به پخت غذای سوخته میشد.
we need to eliminate sloppinesses to improve our efficiency.
ما باید بیدقتیها را از بین ببریم تا کارایی خود را بهبود بخشیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید