sloppinesses

[ایالات متحده]/ˈslɒpɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈslɑːpɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نامرتب یا بی‌توجه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

excessive sloppinesses

اخطارهای بیش از حد

notable sloppinesses

اخطارهای قابل توجه

common sloppinesses

اخطارهای رایج

serious sloppinesses

اخطارهای جدی

various sloppinesses

اخطارهای مختلف

minor sloppinesses

اخطارهای جزئی

frequent sloppinesses

اخطارهای مکرر

unacceptable sloppinesses

اخطارهای غیرقابل قبول

careless sloppinesses

اخطارهای بی احتیاط

repeated sloppinesses

اخطارهای تکراری

جملات نمونه

his sloppinesses in work led to many mistakes.

بی‌دقتی‌های او در کار منجر به اشتباهات زیادی شد.

we cannot afford sloppinesses in our project.

ما نمی‌توانیم بی‌دقتی را در پروژه خود متحمل شویم.

her sloppinesses during the presentation were noticeable.

بی‌دقتی‌های او در طول ارائه قابل توجه بود.

sloppinesses in planning can ruin a good event.

بی‌دقتی در برنامه‌ریزی می‌تواند یک رویداد خوب را خراب کند.

he was criticized for his sloppinesses in maintaining records.

او به خاطر بی‌دقتی‌هایش در نگهداری سوابق مورد انتقاد قرار گرفت.

sloppinesses in communication can lead to misunderstandings.

بی‌دقتی در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the report was filled with sloppinesses that needed correction.

گزارش پر از بی‌دقتی‌هایی بود که نیاز به اصلاح داشت.

addressing sloppinesses in your work is essential for success.

رسیدگی به بی‌دقتی‌ها در کار برای موفقیت ضروری است.

her sloppinesses in the kitchen often resulted in burnt meals.

بی‌دقتی‌های او در آشپزخانه اغلب منجر به پخت غذای سوخته می‌شد.

we need to eliminate sloppinesses to improve our efficiency.

ما باید بی‌دقتی‌ها را از بین ببریم تا کارایی خود را بهبود بخشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید