slopshop

[ایالات متحده]/ˈslɒpʃɒp/
[بریتانیا]/ˈslɑːpʃɑːp/

ترجمه

n. فروشگاهی که لباس‌های آماده و ارزان می‌فروشد؛ فروشگاهی که لباس‌های آماده می‌فروشد
Word Forms
جمعslopshops

عبارات و ترکیب‌ها

slopshop deal

معامله خرید و فروش ارزان

slopshop items

کالاها ارزان

slopshop sale

حراج ارزان

slopshop prices

قیمت‌های ارزان

slopshop finds

یافته‌های ارزان

slopshop treasures

گنجینه‌های ارزان

slopshop bargains

قراردادهای ویژه

slopshop goods

کالاها

slopshop selection

انتخاب ویژه

slopshop specials

پیشنهاد ویژه

جملات نمونه

the store was a real slopshop, filled with mismatched items.

مغازه یک آشفتگی واقعی بود، پر از اقلام نامتناسب.

after a long day, i felt like living in a slopshop.

بعد از یک روز طولانی، احساس می‌کردم مثل این که در یک آشفتگی زندگی می‌کنم.

he turned his garage into a slopshop for his diy projects.

او گاراژ خود را به یک آشفتگی برای پروژه‌های diy خود تبدیل کرد.

her room looked like a slopshop after the party.

اتاقش بعد از مهمانی شبیه یک آشفتگی بود.

they called the old warehouse a slopshop for its disorganization.

آنها انبار قدیمی را به دلیل بی‌نظمی‌اش یک آشفتگی صدا زدند.

he was embarrassed to invite friends over to his slopshop of a house.

او از اینکه دوستانش را به خانه‌اش که یک آشفتگی بود دعوت کند خجالت می‌کشید.

her art studio was a slopshop, but she loved it that way.

استودیو هنری او یک آشفتگی بود، اما او آن را به همین شکل دوست داشت.

the slopshop atmosphere made it hard to concentrate.

فضای آشفتگی باعث می‌شد تمرکز کردن سخت باشد.

he joked that his desk was a slopshop of papers and coffee cups.

او شوخی کرد که میز او پر از کاغذ و فنجان‌های قهوه بود.

cleaning up the slopshop took all weekend.

تمیز کردن آشفتگی تمام آخر هفته را طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید