sloshing

[ایالات متحده]/ˈslɒʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɑːʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری slosh؛ به پاشیدن یا ریختن مایع؛ به سختی از میان آب حرکت کردن؛ ایجاد صدای پاشیدن در یک ظرف؛ وجود داشتن در مقادیر زیاد (به‌ویژه پول)؛ به تکان خوردن یا لرزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

sloshing water

آب سرازیر

sloshing sound

صدای سرازیر

sloshing liquid

مایع سرازیر

sloshing waves

امواج سرازیر

sloshing motion

حرکت سرازیر

sloshing bucket

سطل سرازیر

sloshing drink

نوشیدنی سرازیر

sloshing soundscape

مناظر صوتی سرازیر

sloshing tide

جزر و مد سرازیر

sloshing container

ظرف سرازیر

جملات نمونه

the waves were sloshing against the boat.

امواج در حال کوبیدن به قایق بودند.

i could hear the water sloshing in the bucket.

من می‌توانستم صدای آب را در سطل بشنوم.

the children were sloshing around in the puddles.

کودکان در چاله ها به این طرف و آن طرف می رفتند.

he was sloshing paint onto the canvas.

او رنگ را روی بوم می‌پاشید.

after the rain, the streets were sloshing with water.

بعد از باران، خیابان‌ها پر از آب بودند.

the dog was sloshing through the mud.

سگ از میان گل رد می شد.

she felt the coffee sloshing in her cup.

او احساس کرد که قهوه در فنجانش به این طرف و آن طرف می رود.

they were sloshing around in the ocean waves.

آنها در امواج اقیانوس به این طرف و آن طرف می رفتند.

the sound of sloshing water was calming.

صدای آب در حال آرامش بخش بود.

he watched the sloshing liquid with curiosity.

او با کنجکاوی به مایع در حال حرکت نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید