slovenlinesses

[ایالات متحده]/ˈslʌvənlɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈslʌvənlɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نامرتب یا بی‌دقت بودن

عبارات و ترکیب‌ها

slovenlinesses matter

بی‌نظمی‌ها مهم هستند

address slovenlinesses

به بی‌نظمی‌ها رسیدگی کنید

avoid slovenlinesses

از بی‌نظمی‌ها اجتناب کنید

combat slovenlinesses

با بی‌نظمی‌ها مبارزه کنید

recognize slovenlinesses

بی‌نظمی‌ها را تشخیص دهید

expose slovenlinesses

بی‌نظمی‌ها را آشکار کنید

criticize slovenlinesses

بی‌نظمی‌ها را مورد انتقاد قرار دهید

eliminate slovenlinesses

بی‌نظمی‌ها را حذف کنید

tolerate slovenlinesses

بی‌نظمی‌ها را تحمل کنید

describe slovenlinesses

بی‌نظمی‌ها را توصیف کنید

جملات نمونه

his slovenlinesses were evident in his unkempt appearance.

بی‌نظمی‌های او در ظاهر نامرتبش آشکار بود.

the slovenlinesses of the room made it hard to focus.

بی‌نظمی‌های اتاق باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

she was criticized for her slovenlinesses in her work.

او به خاطر بی‌نظمی‌هایش در کار مورد انتقاد قرار گرفت.

the slovenlinesses of the garden reflected a lack of care.

بی‌نظمی‌های باغ نشان‌دهنده عدم توجه بود.

his slovenlinesses often led to misunderstandings.

بی‌نظمی‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

the slovenlinesses in her report caused her to lose credibility.

بی‌نظمی‌های گزارش او باعث شد اعتبارش را از دست بدهد.

despite his talent, his slovenlinesses hindered his progress.

با وجود استعدادش، بی‌نظمی‌هایش پیشرفت او را مختل کرد.

addressing his slovenlinesses was crucial for his success.

رسیدگی به بی‌نظمی‌هایش برای موفقیتش بسیار مهم بود.

the slovenlinesses of the paperwork were frustrating to the team.

بی‌نظمی‌های مدارک برای تیم خسته‌کننده بود.

she decided to change her slovenlinesses to improve her image.

او تصمیم گرفت بی‌نظمی‌هایش را تغییر دهد تا ظاهرش را بهتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید