| جمع | slowcoaches |
such a slowcoach
چنین کسی که بسیار کند است
a real slowcoach
یک کس واقعی که بسیار کند است
an old slowcoach
یک کس قدیمی که بسیار کند است
what a slowcoach
چه کسی که بسیار کند است
you slowcoach
تو کسی که بسیار کند است
typical slowcoach
یک کس معمولی که بسیار کند است
absolute slowcoach
کاملاً کسی که بسیار کند است
don't be a slowcoach
دیگر یک کس کند نباش
little slowcoach
یک کس کوچک که بسیار کند است
regular slowcoach
یک کس معمولی که بسیار کند است
come on, you slowcoach, or we will miss the bus.
جواب ده، سرعتت کم است یا ما از اتوبوس از دست میداریم.
my little brother is such a slowcoach at eating dinner.
برادر کوچک من در زمان غذا خوردن چنین کندی است.
don't be a slowcoach; we need to finish this project today.
کند نباش، ما باید این پروژه امروز تمام کنیم.
he is a hopeless slowcoach when it comes to replying to emails.
او در زمان پاسخ دادن به ایمیلها یک کند بیامید است.
why are you such a slowcoach in the mornings?
چرا صبحها چنین کندی هستی؟
the traffic jam turned the highway into a route for slowcoaches.
تولید ترافیک جاده را به مسیری برای کندها تبدیل کرد.
stop acting like a slowcoach and get dressed immediately.
دیگر مانند یک کند رفتار نکن و فوراً لباس بپوش.
she called me a slowcoach because i walked up the hill.
او من را کند نامید چون من بالای کوه رفتم.
even the slowcoach in our group finished the race.
حتی کند در گروه ما نیز رقابت را تمام کرد.
i admit i am a bit of a slowcoach at learning new software.
من میپذیرم که من یک کند در یادگیری نرمافزارهای جدید هستم.
the tour guide had to wait for the usual slowcoaches.
راهنما باید برای کندهای معمولی صبر میکرد.
you don't want to be labelled a slowcoach in this fast-paced industry.
شما نمیخواهید در این صنعت پرسرعت به عنوان یک کند برچسبگذاری شوید.
such a slowcoach
چنین کسی که بسیار کند است
a real slowcoach
یک کس واقعی که بسیار کند است
an old slowcoach
یک کس قدیمی که بسیار کند است
what a slowcoach
چه کسی که بسیار کند است
you slowcoach
تو کسی که بسیار کند است
typical slowcoach
یک کس معمولی که بسیار کند است
absolute slowcoach
کاملاً کسی که بسیار کند است
don't be a slowcoach
دیگر یک کس کند نباش
little slowcoach
یک کس کوچک که بسیار کند است
regular slowcoach
یک کس معمولی که بسیار کند است
come on, you slowcoach, or we will miss the bus.
جواب ده، سرعتت کم است یا ما از اتوبوس از دست میداریم.
my little brother is such a slowcoach at eating dinner.
برادر کوچک من در زمان غذا خوردن چنین کندی است.
don't be a slowcoach; we need to finish this project today.
کند نباش، ما باید این پروژه امروز تمام کنیم.
he is a hopeless slowcoach when it comes to replying to emails.
او در زمان پاسخ دادن به ایمیلها یک کند بیامید است.
why are you such a slowcoach in the mornings?
چرا صبحها چنین کندی هستی؟
the traffic jam turned the highway into a route for slowcoaches.
تولید ترافیک جاده را به مسیری برای کندها تبدیل کرد.
stop acting like a slowcoach and get dressed immediately.
دیگر مانند یک کند رفتار نکن و فوراً لباس بپوش.
she called me a slowcoach because i walked up the hill.
او من را کند نامید چون من بالای کوه رفتم.
even the slowcoach in our group finished the race.
حتی کند در گروه ما نیز رقابت را تمام کرد.
i admit i am a bit of a slowcoach at learning new software.
من میپذیرم که من یک کند در یادگیری نرمافزارهای جدید هستم.
the tour guide had to wait for the usual slowcoaches.
راهنما باید برای کندهای معمولی صبر میکرد.
you don't want to be labelled a slowcoach in this fast-paced industry.
شما نمیخواهید در این صنعت پرسرعت به عنوان یک کند برچسبگذاری شوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید