sluiceway

[ایالات متحده]/ˈsluːsweɪ/
[بریتانیا]/ˈsluːsweɪ/

ترجمه

n. یک آبراه یا کانال مصنوعی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sluiceway operation

عملکرد آبراه

sluiceway design

طراحی آبراه

sluiceway maintenance

نگهداری آبراه

sluiceway flow

جریان آبراه

sluiceway capacity

ظرفیت آبراه

sluiceway gate

دروازه آبراه

sluiceway structure

ساختار آبراه

sluiceway control

کنترل آبراه

sluiceway system

سیستم آبراه

sluiceway management

مدیریت آبراه

جملات نمونه

the sluiceway controls the flow of water in the irrigation system.

اسلوﯾﻮی کنترل جریان آب در سیستم آبیاری را انجام می‌دهد.

they built a sluiceway to manage the river's water levels.

آنها یک اسلوﯾﻮی برای مدیریت سطح آب رودخانه ساختند.

during heavy rains, the sluiceway helps prevent flooding.

در هنگام باران شدید، اسلوﯾﻮی به جلوگیری از سیل کمک می‌کند.

the engineers inspected the sluiceway for any blockages.

مهندسان اسلوﯾﻮی را برای بررسی هرگونه انسداد بازرسی کردند.

we need to clear debris from the sluiceway to ensure proper drainage.

ما باید زباله ها را از اسلوﯾﻮی پاک کنیم تا از زهکشی مناسب اطمینان حاصل کنیم.

the sluiceway was designed to be both efficient and durable.

اسلوﯾﻮی به گونه‌ای طراحی شده است که هم کارآمد و هم بادوام باشد.

water flows through the sluiceway into the holding pond.

آب از طریق اسلوﯾﻮی وارد حوضچه نگهداری می‌شود.

the sluiceway's gates can be adjusted to control the water release.

دروازه‌های اسلوﯾﻮی را می‌توان برای کنترل آزاد شدن آب تنظیم کرد.

local wildlife often gathers near the sluiceway.

حیات وحش محلی اغلب در نزدیکی اسلوﯾﻮی جمع می‌شود.

maintenance of the sluiceway is crucial for the ecosystem.

نگهداری از اسلوﯾﻮی برای اکوسیستم بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید