slumping market
بازار در حال سقوط
slumping economy
اقتصاد در حال سقوط
slumping sales
کاهش فروش
slumping prices
کاهش قیمتها
slumping demand
کاهش تقاضا
slumping stock
سقوط سهام
slumping performance
عملکرد ضعیف
slumping growth
کاهش رشد
slumping profits
کاهش سود
slumping interest
کاهش علاقه
the economy is slumping due to recent events.
اقتصاد به دلیل وقایع اخیر در حال افت است.
sales have been slumping for several months now.
فروشها برای چندین ماه اخیر در حال افت بوده است.
he noticed his energy levels slumping after lunch.
او متوجه شد که سطح انرژیاش بعد از ناهار در حال افت است.
the team's performance has been slumping lately.
عملکرد تیم اخیراً در حال افت بوده است.
her grades are slumping because she isn't studying.
نمرات او در حال افت هستند زیرا او درس نمیخواند.
investors are worried about the slumping stock market.
سرمایهگذاران نگران بازار سهام در حال افت هستند.
he feels his motivation slumping as deadlines approach.
او احساس میکند که با نزدیک شدن به مهلتها، انگیزه او در حال افت است.
the company's profits are slumping this quarter.
سود شرکت این فصل در حال افت است.
she tried to avoid slumping into a negative mindset.
او سعی کرد از افتادن به یک نگرش منفی جلوگیری کند.
the athlete's performance was slumping before the competition.
عملکرد ورزشکار قبل از مسابقه در حال افت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید