slumping

[ایالات متحده]/ˈslʌmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslʌmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت یا ناگهان افتادن یا سقوط کردن؛ شکل حال استمراری 'slump'

عبارات و ترکیب‌ها

slumping market

بازار در حال سقوط

slumping economy

اقتصاد در حال سقوط

slumping sales

کاهش فروش

slumping prices

کاهش قیمت‌ها

slumping demand

کاهش تقاضا

slumping stock

سقوط سهام

slumping performance

عملکرد ضعیف

slumping growth

کاهش رشد

slumping profits

کاهش سود

slumping interest

کاهش علاقه

جملات نمونه

the economy is slumping due to recent events.

اقتصاد به دلیل وقایع اخیر در حال افت است.

sales have been slumping for several months now.

فروش‌ها برای چندین ماه اخیر در حال افت بوده است.

he noticed his energy levels slumping after lunch.

او متوجه شد که سطح انرژی‌اش بعد از ناهار در حال افت است.

the team's performance has been slumping lately.

عملکرد تیم اخیراً در حال افت بوده است.

her grades are slumping because she isn't studying.

نمرات او در حال افت هستند زیرا او درس نمی‌خواند.

investors are worried about the slumping stock market.

سرمایه‌گذاران نگران بازار سهام در حال افت هستند.

he feels his motivation slumping as deadlines approach.

او احساس می‌کند که با نزدیک شدن به مهلت‌ها، انگیزه او در حال افت است.

the company's profits are slumping this quarter.

سود شرکت این فصل در حال افت است.

she tried to avoid slumping into a negative mindset.

او سعی کرد از افتادن به یک نگرش منفی جلوگیری کند.

the athlete's performance was slumping before the competition.

عملکرد ورزشکار قبل از مسابقه در حال افت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید