slynesses

[ایالات متحده]/ˈslaɪnəs/
[بریتانیا]/ˈslaɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی فریبنده یا فریبکارانه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

slyness of foxes

چاله‌می‌بودن روباه‌ها

with slyness

با چاله‌می‌بودن

slyness in actions

چاله‌می‌بودن در عمل

display slyness

چاله‌می‌بودن را نشان دادن

slyness and charm

چاله‌می‌بودن و جذابیت

mask of slyness

ماسک چاله‌می‌بودن

underlying slyness

چاله‌می‌بودن نهفته

embrace slyness

چاله‌می‌بودن را در آغوش گرفتن

exude slyness

چاله‌می‌بودن را از خود ساطع کردن

reveal slyness

چاله‌می‌بودن را آشکار کردن

جملات نمونه

his slyness helped him win the game.

حیله‌گری او به او کمک کرد تا بازی را ببرد.

she used her slyness to avoid the consequences.

او از حیله‌گری خود برای اجتناب از عواقب استفاده کرد.

they admired his slyness in negotiations.

آنها به حیله‌گری او در مذاکرات احترام گذاشتند.

her slyness was evident in her clever plans.

حیله‌گری او در برنامه‌های زیرکانه او آشکار بود.

his slyness made him a master of deception.

حیله‌گری او او را به یک استاد فریب تبدیل کرد.

with a hint of slyness, he crafted his story.

با اشاره‌ای به حیله‌گری، او داستان خود را ساخت.

her slyness often caught others off guard.

حیله‌گری او اغلب دیگران را غافلگیر می‌کرد.

he displayed a slyness that was hard to ignore.

او حیله‌گری از خود نشان داد که غیرقابل نادیده گرفتن بود.

they were wary of his slyness in business dealings.

آنها در معاملات تجاری نسبت به حیله‌گری او محتاط بودند.

her slyness was both admired and feared.

حیله‌گری او هم مورد تحسین و هم ترس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید